مقرر سازد ، او را به مصاحبت و خدمت و ملازمت خود مكلّف ندارد ، كه مصاحبت و ملازمت پادشاهان على الدوام رونق علما ببرد ، و وقت ايشان را پريشان سازد .
و وعيد بسيار در احاديث وارد شده از براى علما كه مصاحب پادشاهان باشند .
اما بايد كه جماعتى از ارباب علم هم در ملازمت پادشاهان باشند كه از مراتب علما او را خبردار گردانند ، و به مثابت وسايط باشند ميان اهل علم و شرع و پادشاه ، و ايشان را « صدور » گويند . و در صحيح بخارى روايت كنند كه قرّا كه آن روز اهل علم ايشان بودهاند ، اصحاب مجلس عمر بن الخطاب بودند و واسطهء ميان مردم و خليفه مىشدند ، و مهمّات مردم را عرض مىكردند ، و امروز چنين كس را « صدر » گويند ، و وجود او ضرورى است ، زيرا كه لابد است كه پادشاه ارباب استحقاقات مناصب شرعيّه و اصحاب ارتزاقات را بشناسد ، و اگر صدر نباشد آن شناختن دشوار ميسر مىگردد . و « صدر » فى الحقيقه « نقيب » علماست ، و واسطهء اثر منافع پادشاهان به علما و خدّام شريعت .
و بايد كه پادشاه شيخ الاسلام مذكور را تعظيم تمام نمايد ، و در وظايف تكريم او دقيقهاى نامرعى ندارد . او را بعد از آزمودن بر جميع امور شرع امين مطلق داند ، و هر مصلحت از مصالح اسلام كه بر پادشاه عرض كند ، در امضاى آن اصلا توقف ننمايد ، و جميع عساكر و اركان دولت و متصدّيان مهمّات مملكت را به امضاى رأى شيخ الاسلام مأمور و مكلّف دارد ، و اگر در امضاى رأى شيخ الاسلام از اركان دولت خلافى ظاهر شود ، بدان مؤاخذت بليغ نمايد ، و سياست تمام كند ، و اهمال در اين سياست اصلا تجويز نكند تا وقع و شوكت شيخ الاسلام در دلها تمام شود . و بايد كه معيشت شيخ الاسلام از جهتى مقرر گرداند كه بىتكلّف و زحمت و حمل مشقت و مؤونت صرف وقت در كسب به دو و اصل شود ، و از محلّى بايد كه تعيين كند كه شيخ الاسلام را مراجعت به عمّال ديوان و وزرا نبايد كرد ، بلكه بايد كه در امور مالى و اكتساب جاهى شيخ الاسلام را اصلا مظنّهء مراجعت به اركان دولت و وزرا نباشد . زيرا كه احتياج علما موجب مداهنت ايشان مىگردد ، و چون
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٩٥