تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
فى الجمله طريق تحقيق اين است كه پادشاه ملاحظه فرمايد كه از دانشمندان مشهور مملكت او كيست كه به مزيد اتقان در علوم شرعيّه شهرت دارد ، و طلبهء علم او را به اتقان آن مسلم مىدارند ، و استفادهء آن علوم از او مىكنند ، و اكثر اوقات او به مطالعه و مدارسه و مذاكرهء آن علوم صرف مىشود ، و كسى در احاطهء او به اطراف علوم شرعيّه سخنى ندارد ؟ و اگر در مملكت او چند كس چنين باشند احتياط نمايد كه از ايشان كدام به ورع مشهورتر و از خيانت و طمع دورتراند ، او را اختيار كند ؛ و اگر چه در علم كمتر از خائن طامع باشد . و اگر چند كس به وصف امانت و ورع مشهور باشند از ايشان كسى اختيار كند كه او را خبرت به امور عرف زياده باشد ، و به مزيد كياست و رشد در مهمات اختصاص زياده داشته باشد . و اگر درين صفات هم برابر باشند كسى كه او را جرأت و جلادت و شفقت و ديندارى بيشتر باشد ، و به مصالح و مفاسد امور خبيرتر باشد ، و چنين شخصى اگرچه ناياب است و وجود او حكم وجود عنقا و كيميا دارد ، چون بيابد مدار امور اسلام را به رأى او منوط سازد . و امير المؤمنين عمر بن الخطّاب رضى اللّه عنه چون متصدّى امر خلافت شد ، فرمود كه اين كار را در گردن من انداختند ، و من خود را درين امر بىمشاورت و مصلحت علما مستقل نمىدانم . و امير المؤمنين علّى را رضى اللّه عنه جهت اعانت در انفاذ احكام اجتهادى تعيين فرمود . و او در آن عصر از جملهء اعلم علماى صحابه بود ، و هيچ امر بىمشاورت او نكردى . پس واجب باشد پادشاه را كه بر مسند امامت متمكّن شده كه اختيار سيرت خلفاء راشدين كند و مناط امور را به رأى اعلم علما مفوّض دارد . و چنين شخص را كه پادشاه ، امور اسلام و شريعت در گردن او اندازد ، در عبارت محدثان « 1 » و اهل اين اعصار قريبه شيخ الاسلام گويند ، زيرا كه او بواسطهء اعلميّت ؛ اهل اسلام را شيخ و پيشواست . و بايد كه پادشاه چون اعلم را به منصب شيخ الاسلامى
هامش
( 1 ) م . اضافه دارد : « يعنى نوپديدآمدگان » .
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 94 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / محمد على مصحح