قال فضل اللّه بن روزبهان غفره اللّه تعالى : صاحب « هدايهء حنفى » در كتاب خود گفته كه زفر و شافعى رحمه اللّه بدان رفتهاند كه اسلام صبى اسلام نيست و ارتداد او ارتداد نيست ، و دليل ايشان ( در اسلام ) « 1 » اينست كه صبى تبع پدرومادر است در اسلام ، پس او را اصل نسازند . و نيز لازم مىشود طفل را احكامى كه بمضرت آميخته است ، پس او را اهل آن نتوان ساخت . و دليل ما آنست كه على رضى اللّه عنه اسلام آورد در ايام صبى ، و تصحيح كرد حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم اسلام او را ، و افتخار كردن او بدان اسلام مشهور است . و نيز صبى اعتراف بحقيقت اسلام مىكند ، و آن تصديق و اقرار است با هم ، زيراكه اقرار از طوع دليل بر اعتقاد است ، چنانچه معلوم شده و حقايق را رد نمىتوان كرد و آنچه متعلق باشد بدان سعادت ابدى و نجات آخرت است و آن از اجلّ منافع باشد و حكم اصلى او باشد ، و غير او بر او مبتنى باشد ، پس باك نيست اگر بمضرتى آميخته گردد . اين است سخن صاحب « هدايه » ؛ و اين نسبت كه او بشافعى كرده ظاهرا خلاف مذهب اوست و در اين نسبت مخطى است ، و ما عبارت كتاب « انوار - شافعيه » كه صاحب آن جمع مسائل مفتى به كه اصل مذهب است در او كرده در اين مسأله ترجمه كنيم :
صاحب « انوار » در كتاب لقيط آورده كه اسلام شخص گاه ثابت مىشود به نفس او ، و گاه ثابت مىگردد به تبعيت . اما اول پس مكلف صحيح است از او اسلام به نطق ، اگر ناطق باشد و باشارت ، اگر اخرس باشد . و صحيح نيست از كودك و مجنون در حكم دنيا ؛ ليكن جدا سازند طفل مميز را كه باسلام درآيد از مادر و پدر و اهل او كه كافران باشند از روى استحباب ، و تلطف كنند با پدر و مادرش تا ستانند او را از ايشان ، پس اگر ابا كنند پدر و مادر كافر كه طفل مسلمان را به مسلمانان دهند ، بجبر حائل نتوان شد . پس اگر طفل كه مسلمان شده بالغ شود ، و وصف كفر كند ، او را تهديد كنند . پس اگر بر آن اصرار نمايد ، رد كنند او را به پدر و مادر . و اما در احكام آخرت ؛ پس اگر طفل كه مسلمان شده
هامش
( 1 ) اضافه از م .