تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
خفتن بانگ نماز نگفتند ، و ميان فرض مغرب و فرض عشا هيچ نماز نگزارد . و آن‌جا خواب كرد تا صبح بدميد ، و احياء شب نكرد ، و در احياء شب عيد هيچ حديثى وارد نشده . و ضعفاء اهل خويش را رخصت داد كه متقدم شوند و به منى روند پيش از طلوع فجر ، و مىفرمود كه رمى جمار نكنند تا آفتاب طلوع كند ، و جمعى از نسا را در شب فرستاد ، و رمى جمار در شب كردند بعذر خوف مزاحمت . پس چون فجر طلوع كرد نماز صبح را در اول وقت بگزارد ، نه قبل از وقت چنانچه بعضى گمان مىبرند ، پس سوار شد و بمشعر حرام آمد ، و آن تلىّ است در ميان مزدلفه ، و بر آن عمارتى نو كرده‌اند - و آنچه بعضى از مشايخ حديث و فقها مىگويند كه آن كوهى است كوچك بر يسار حجاج ، و اين مقام مشهور مشعر حرام نيست ، سهوى است از اين جماعت . و صحيح آن است كه مشعر حرام اين مقام معروف و معمور است - پس در مشعر حرام بايستاد ، و روى به قبله آورد ، و بدعا و تضرع و ابتهال مشغول شد ، و در تكبير و تهليل و ذكر مىبود تا طلوع آفتاب نزديك شد ، پس روان شد و فضل بن عباس را رضى اللّه عنهما رديف خود ساخت ، و اسامه بن زيد رضى اللّه عنهما در ميان قريش پياده مىرفت ، و در اين راه فضل بن عباس را رضى اللّه عنهما فرمود تا سنگ ريزه از براى رمى جمار بردارد ، پس هفت سنگ از زمين برداشت ، و بدان حضرت بداد ، و در كف مبارك آن را از غبار پاك مىكرد ، و مىفرمود : و امثال هؤلاء فارموا ، يعنى امثال اين بيندازيد . و در اين راه زنى از قبيلهء خثعم بغايت جميله سؤال كرد كه پدر من پير است ، بر پشت شتر مستحكم نمىتواند شد ، فرمود تو حجّ از قبل او بگزار . و فضل بن - عباس رضى اللّه عنه كه رديف آن حضرت بود به آن زن نگاه مىكرد ، آن حضرت دست مبارك را پيش روى فضل حجاب مىكرد از نظر كردن ايشان بيك‌ديگر . چون به بطن محسّر رسيد كه وادئى است در اوّل منا شتر را سخت براند ، و به تعجيل از آن وادى بيرون رفت ، و عادت آن حضرت اين بود كه در مجموع مواضعى كه در آن‌جا بلائى يا عذابى بر دشمنان حق فرود آمده بود ، بتعجيل بگذشتى . و در ميان بطن محسّر مىگويند كه اصحاب فيل را رسيد آنچه در قرآن