آمد ، و بلال را فرمود تا بانگ نماز گفت ، و اقامت نماز كرد ، و نماز ظهر و عصر را بجمع و قصر بگزارد ، و اهل مكّه در صحبت آن حضرت بودند ، و نماز بر اين طريق بگزاردند .
چون از نماز فارغ شد سوار شد و به عرفات آمد ، و در دامن كوه نزديك آن سنگهاى بزرگ كه آنجاست مستقبل قبله بايستاد ، و بر پشت شتر سوار شد ، و شروع كرد در دعا و تضرع و ابتهال تا آفتاب تمام غروب كرد ، روان شد ، و فرمود : ايستادن در عرفات به اين محل كه من استادهام مخصوص نيست ، بلكه همهء زمين عرفات موقف است ، و در آن حالت كه دعا مىكرد ، دستها را نزد سينه برداشته بود همچو خواهندهء مسكين . و از جمله دعوات كه ثابت است كه در آن مقام خواند آن است كه در « حصن حصين » ياد كرده ، بدانجا مراجعت نمائيد .
و در روز يكى از اهل عرفه از اشتر بيفتاد و وفات كرد ، آن حضرت فرمود تا او را به آب و برگ كفا بشويند ، و در جامههاى احرام ازار و ردا دفن كنند ، و بوى خوش را به كار ندارند ، و سر و روى او را بپوشانند . و فرمود : اين شخص روز قيامت لبيك گويان بمحشر حاضر شود .
و چون بعد از غروب روان شد اسامة بن زيد را رديف خود ساخت ، و مهار شتر را كشيده مىداشت ، چنانچه سر شتر بزين شتر مىسود ، و مىفرمود : اى مردمان آسوده باشيد و ساكن رويد كه نيكوئى نه در شتافتن است ، و پرهيزگارى نه در تعجيل نمودن . و از راه مأزمين شروع كرد همان طريق كه رفتن عيدگاه مسلوك مىداشت ، و در اثناى طريق شتر را اندكى فروگذاشت ، چنانچه ميانهء سريع و بطى مىرفت ، و چون بفراخ جاى رسيدى ، زمام ناقه را فروگذاشتى تا به آسانى برفتى . و در مجموع راه تلبيه مىفرمود ، و در راه ميل بشعبى كرد از شعاب ، فرود آمد و نقض وضو كرد ، و وضوى سبك ساخت . اسامه رضى اللّه عنه گفت : نماز خواهى گزارد يا رسول اللّه ؟ فرمود كه نماز پيشتر است . پس سوار شد و بمزدلفه آمد ، و وضوى كامل ساخت ، و فرمود تا بانگ نماز دادند ، و اقامت كردند و نماز شام را بگزارد پيش از آنكه بارها فرو آرند ، و نماز خفتن را نيز بگزارد ، و از براى
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٣٧١