مساكين قسمت كند و جز آن را كه سلخ كردند از آنچيزى ندهد بلكه از مال خويش بدهد . و اما حديث انس آن است كه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم هفت شتر را بدست مبارك خود نحر كرد . و بعضى توهم مىكنند كه با اين حديث معارض است . جواب از آن آن است كه انس رضى اللّه عنه تمام هفت را مشاهده كرد و غايب شد ، و جابر رضى اللّه عنه تمام شصت و سه را مشاهده كرد ، و با تمام شصت و سه يكطرف حربه آن حضرت داشت و طرف آخرين على رضى اللّه عنه داشت ، و بعد از اين شصت و سه امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه سى و هفت را نحر كرد على انفراده . و چون از نحر فارغ شد اعلام كرد كه همه زمين منى منحر است ، و همه كوچهء مكّه راه منحر ، و نحر مخصوص نيست به بعضى اماكن .
پس حلّاق را طلب فرمود ، و سر مبارك را بتراشيد ، و اشاره فرمود بحلّاق كه ابتدا از جانب راست كند ، چون از جانب راست فارغ شد آن موى را قسمت فرمود بر حاضران آن جانب ، و اشاره فرمود تا جانب چپ را نيز حلق كند و آن را مجموع با بىطلحه داد ، و از جانب راست نيز نصيبى بيش از همهكس يافته بود ، و چون از حلق فارغ شد ، و مردمان را هريكى را يك تار موى و دو تاره موى نصيب رسيد ، ناخن انگشتان مبارك را تقليم كرد ، و آن را نيز مردمان قسمت كرد ، و بيشتر صحابه رضى اللّه عنهم حلق كردند ، و اندك از ايشان تقصير كردند ، و بعد از آن پيش از زوال بمكّه روان شد ، و طواف فرمود ، و آن را طواف افاضه گويند ، و طواف زيارت و طواف صدر نيز خوانند . و در بعضى احاديث كه وارد شده كه طواف زيارت را تأخير فرمود تا شب پيشين ، مشايخ حديث مىگويند غلط است . و چون از طواف فارغ شد ، بنزديك چاه زمزم آمد ، و ايشان آب مىكشيدند ، ايشان را گفت : اگر نه آن بودى كه كسان بر شما غلبه كردندى من خود فرود آمدمى و آب با شما از چاه بركشيدمى ، و شما را بر سقايه اعانت كردمى ، پس يك دلو برآن حضرت عرض كردند ، تناول كرد ، و ايستاده بياشاميد . و استادن آن حضرت در حالت شرب يا از براى جواز يا از براى ضرورت و حاجت بود .
و آن حضرت بر ناقه سوار بود كه طواف مىكرد ، و سبب سوار شدن بعضى مىگويند
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٣٧٤