اول اسلام ، پس كفار قطاع الطريق نيستند ، و اگر چه راهها را مخوف دارند و بكشند و مال فراگيرند .
دوم تكليف ، پس مراهقان ، حد بر ايشان نيست ليكن ايشان را تعزير كنند و ضمان مال و نفس ستانند چنانچه اگر در غير طريق تلف كنند .
سيوم اعتماد بر شوكت ، پس آنان كه چيزها در مىربايند و پشت مىكنند و اعتماد بر اسپ دوانيدن دارند يا بدويدن خود ، ايشان قطاع الطريق نيستند .
چنانچه معتمد شود يكى با جماعت اندك آخر قافله را و چيزها در ربايند ، و آنان كه ترصد مىكنند در جاهاى پوشيده از براى رفيقان ، و گاهى كه مردم را ديدند پديد آمدند و قصد مال مردم مىكنند و اعتماد بر قوت خود دارند ، اين جماعت قطاع الطريقاند . و اگر پنج كس بر بالاى كوهى يا غارى باشند و اگر مردم اندك بر ايشان گذرند برآيند و قصد كنند ، و اگر جماعت بسيار گذرند كه شوكتى داشته باشند تعرض نكنند ، پس ايشان قطاع طريقاند در حق طايفهء اندك .
و اگر متعرض باقويا شوند و از ايشان چيزى گيرند ، مختلسانند كه مال مردم درمىربايند .
شرط چهارم ، بعد از مكانى است كه كسى فريادرسى تواند كرد ، و اين يا بواسطهء دورى عمارت است يا بواسطهء ضعف سلطان يا منع از استغاثه ، پس اگر غوث بديشان تواند رسيد و استغاثه كنند ، و قاصدان نتوانند كه قصد ايشان كنند ، پس قطّاع نيستند بلكه مختلسانند . و اگر بيرون آيند جماعتى در مصر و محاربه كنند ، يا لشكرى غارت شهرى كنند يا موضعى ، يا يك طرف شهر بر يك طرف شهر خروج كنند ، و آن جماعت كه قصد ايشان كرده باشند مدد بديشان نرسد ، پس ايشان قطّاع طريقاند ، و اگر مدد رسد مختلسانند .
و گاهى هست كه غالب مىشوند اهل فساد در اين حالت ، پس مقاومت نمىكنند با ايشان اهل عفاف ، و متعذر است بر ايشان استغاثه ، پس آن جماعت كه قصد كردهاند قطاع طريقاند . و اگر جماعتى بشب در خانهاى در روند و مكابره كنند و منع استغاثه كنند با وجود قوت سلطان و حضور او ، پس ايشان
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٣٥٤