و اصطبل حرز دواب است همچو جائى كه گوسفندان را در آن مىخوابانند ، نه جامه و نقود . و كاهدان حرز كاه است نه دانهها و ظروف و فراشها . و صفهء خانه و صحن او حرز ظروف است و جامههاى بىبها نه نقود و زيورها ، و صفه حرز فرش ، و صندوق حرز نقود ، و سقط حرز جامهها ، و خزانه حرز آنچه در او مىنهند از اموال ، و بام خانه حرز هيزم و قصيل و كاه ، و اطراف نهرها حرز درختان ، و درهاى خانه حرز چوبهاى او ، و هرچه حرز نوعى باشد ، حرز چيزى است كه مادون او است . و خانهاى كه منفصل باشد از عمارات حرز نيست اگر در او كسى نباشد يا باشد و بخواب باشد ، و اگر بيدار باشد حرز است . اين است شروط مال مسروق كه قطع بدان شروط لازم مىآيد .
و اما سرقت ؛ او عبارت از فراگرفتن مال است بخفيه ، پس قطع نيست بر كسى كه مال را عيان بردارد همچون كسى كه مال از دست كسى بربايد ، يا غارت كند ، يا عاريت ستاند و انكار كند . و فرق نيست در باطل گردانيدن حرز ميان سوراخ كردن ديوار و شكستن در و بركندن او و گشودن قفل . و اگر دست خود در سوراخ در برد ، يا چوگانى اندازد و متاع بيرون آورد ، يا ريسمانى فرستد از بام يا روزن و در سر او قلّابى باشد و جامه بيرون آورد قطع لازم آيد .
و اما شروط سارق تكليف و التزام و اختيار است ، پس قطع برصبى و مجنون و مكره و حربى نباشد . و قطع لازم آيد بر مسلمانان بدزديدن مال مسلمانان و ذمى .
و اما كيفيت ثبوت سرقت ؛ آن به چند چيز مىباشد :
يكى اقرار كه سارق اقرار كند بسرقت كه موجب قطع باشد و بر آن اصرار نمايد قطع لازم آيد . و يك نوبت اقرار كافى است ، و اگر رجوع كند قبول كنند در حق مال . و رجوع از اقرار بقطع طريق همچو رجوع است از اقرار بسرقت . و اگر اقرار كند بسرقت مال غايب ، يا گواهان به دو گواهى دهند حسبة ، پس قطع لازم نيايد تا آنزمان كه حاضر شود و مطالبت كند . و او را محبوس سازند تا او حاضر گردد ، و اگر حاضر شود و گويد كه مباح گردانيدم آن را بر او ، قطع ساقط نگردد . و
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٣٥٠