تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
بوّاب را حدّاد گويند كه او منع مىكند مردم را از دخول ، و در شريعت عبارت از عقوبت است كه مقرر باشد از جهت حق خداى تعالى ، يعنى عقوبتى كه آن را تقدير كرده باشند از براى گناهى كه آن را كم و زيادت نتوان كرد ، و حق اللّه باشد . لاجرم قصاص را حد نتوان گفت به جهت آنكه حق عبد است ، و تعزير را حد نتوان گفت زيراكه تقدير در او وارد نشده است . و مقصود اصلى از تشريع حد ، انزجار است از آن‌چيزى كه بندگان بدان متضرر مىگردند ، و پاك‌گشتن از گناه در او مقصود اصلى نيست ، بدليل آنكه تشريع كرده‌اند حد را در حق كافر . اين است سخن « هدايه » . و اما معنى تعزير ؛ در كتاب « نهايهء جزرى » گويد : اصل تعزير در لغت منع و ردّ است ، و در شريعت عبارت از تأديبى است كه آن دون حد باشد ، زيراكه منع مىكند جنايت كننده را كه بازگردد بدان گناه . و تعزيرگاه هست كه بمعنى توقير و تعظيم مىآيد ، چنانچه حق تعالى فرمايد :
« وَ تُعَزِّرُوهُ »
« 1 » اى تعظّموه ، پس او از اضداد باشد . اين است سخن صاحب « نهايهء جزرى » رحمه اللّه . چون معنى حد و تعزير معلوم شد ، بايد دانست كه اقامت حدود ، حق سلطان است ، زيراكه آن از وظايف صاحب ايالت كبرى است ، چنانچه در اول كتاب در فصل امامت نقل كرده شد از سخن امام ابو حفص نسفى رحمه اللّه تعالى كه او گفته : لابد است امت را از امامى كه قايم شود به تنفيد احكام ايشان و اقامت حدود ايشان . پس معلوم شد كه اقامت حدود ، حق امام و سلطان است . و حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم بذات شريف خود اقامت حدود مىفرمود ، و حد زنا و شرب و قطع طريق و سرقت و قذف برگناه‌كاران اجرا فرمود . اما حدّ زنا بر ما عز بن مالك و زن غامدّيه اقامت كرد . و اما حدّ شرب بر بسيارى از مردم اقامت فرموده از آن جمله نعيمان . اما حدّ قطع طريق بر آن جماعت كه از عكل و عرينه آمده بودند و قطع طريق نمودند و راعى آن حضرت را بكشتند و مرتد شدند ، و آن حضرت ايشان را بدست آورد و دست‌وپا بريد ، و بعد از آن به تشنگى هلاك
هامش
( 1 ) سورة الفتح : 9 .
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 331 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / محمد على مصحح