تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
لقد اتعب من بعده يعنى بدرستى كه در تعب افكند آن كسى را كه آيد از پس او . مراد آن كه ديگر خلفا و پادشاهان را در تعب افكند كه همچنين باريك روى در راه خلافت كرد ، و الزام نمود سلاطين را نهايت ورع و احتياط در مال مصالح . اين است نقل كتاب « منتظم » . و از آنجا مستفاد مىگردد كه اصل آن است كه هرچه در دست پادشاهان است مال مصالح است . و اگر وارث دعوى ملكيت كند مادام كه مال او ممتاز نباشد ، اثبات بر او است و اللّه اعلم . چون بيان اموال مصالح در دست سلاطين است نموده شد اكنون بيان ضرائب و نوائب بنمائيم و باللّه التوفيق .

فصل پنجم ، در بيان ضرايب و نوائب و احكام متعلقه بدان و مصرف نوائب .

بدان ايّدك اللّه تعالى كه ضريبه در لغت عبارت از آن چيزى است كه ادا مىكند بنده به خداوند خود از خراجى كه مقرر است بر او . و او فعليه است بمعنى مفعول ، و او را جمع بر ضرائب كنند . و نوايب جمع نائبه است و او آن چيزى است كه نازل شود از مهمات و حوادث بر آدمى . همچنين گفته صاحب « نهايه جزرى » . و اما در شرع ؛ در كتاب « قنيه » نقل از امام بزدوى كرده كه او گفته كه نوائب آن چيزى است كه حادث شود بر رعيت از جهت سلطان ، خواه حق باشد خواه باطل ، مراد آن چيزى است كه سلطان از مردمان مطالبت كند نه از جهت خراج و عشر و جهاتى كه مقرر است در شرع ، بلكه از نو پديد آورد همچو چيزهائى كه رسم است كه پادشاهان آن را از رعيت مىستانند . و بزدوى گفته كه صحيح است كفالت به دو زيرا كه آن مثل قرضها است در حكم توجّه مطالبت به دو . و از اين جهت است كه ما گفتيم كه كسى كه قايم شود بتوزيع اين نوايب بر مسلمانان بقسط و عدل ، او ثواب دارد ، و اگرچه اصل او از جهتى كه فرا مىگيرند باطل است . و نيز از اين جاست كه گفتيم كه هر كسى كه قضا كند نائبهء غير خود را باذن او رجوع كنند بر او بىشرطى از روى استحسان بمنزلهء ثمن مبيع ، بخلاف زكات و خراج و غير آن . و هم در « قنيه » گفته در رمزشح كه نائبه آن چيزى است كه