تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
و واجب القتل است . اما كفر بقول آن كس كه به تكفير ايشان قايل شده ، بدان سبب كه استحلال اموال مسلمانان بىجهت شرعيه مىكنند ، و مستحلّ محرّمات كافر است . و اما قتل بواسطهء آنكه موذىاند و قتل موذيات واجب است . و در عبارات بعضى فقها واقع شده : « الموذى طبعا تقتل شرعا قياسا على الافعى » يعنى كسى كه بطبع ايذا رساند همچو عوانان او را بكشند در شرع از جهت قياس بافعى ، كه در شرع استحلال دم او نموده شد بنابر ايذاء او ، و اللّه اعلم . قال فضل اللّه بن روزبهان غفره اللّه : بسيارى از مشايخ ما از علماء شافعيه بدين فتواى امام ابو شجاع سمرقندى عمل نموده حكم كرده‌اند به اباحت دم عوّانان در ايام فترت . شيخ امام ما مولانا امام الدين ابو يزيد الدوانى الفقيه - الشافعى افقه الفقهاء الشافعيهء شيراز رحمه اللّه عمل به فتواى ابو شجاع سمرقندى در شيراز فرمود ، و بعضى عوانان را در ايام فترت حكم باستحلال خون كرد و حكام را بقتل ايشان ترغيب كرد و مىفرمود كه قيد ايام فترت از آن جهت كرده‌اند كه اثر ايذاء عوّانان در اوقات فترت ظاهر مىگردد ، و در ايامى كه مملكت بوجود سلطان عادل مشرّف است اثر ايذاى ايشان ظاهر نيست ، و مخافت از آن با وجود استقامت ملك ملوك عادل بعيد است . و اما در اوقات فترت آثار آن ظاهر مىگردد ، و استحقاق قتل او ميسر مىشود ، همچو افعى كه از سوراخ ظاهر گردد استحقاق قتل او را حاصل مىگردد ، و در وقت اختفا استحقاق قتل او ظاهر نيست . عوانان را همين حكم است . و لهذا مقيد بوقت فترت ساخته‌اند . اين است كلام امام دوانى رحمه اللّه تعالى . و اما قسم دوم كه آن را نوايب گويند آن چيزى است كه سلطان آن را بر رعيت نهد بواسطهء حدوث نائبه‌اى در اسلام كه عامهء مسلمانان در آن شريك باشند ، همچنانچه لشكر كفار قصد بلاد اسلام كرد ، و احتياج بامداد عساكر است هر كه تواند مرافقت نمود بر او واجب است بعد از حكم سلطان كه مرافقت نمايد ، و آن‌كه مرافقت نتواند نمود معاش و يراق كسى دهد و او را در عوض خود روانه گرداند ، چنانچه در نقل « قنيه » گذشت . اين يك نوع از نوايب است ، و