روايت كردهاند كه اگر ده يا زيادت باشد يكسال تعريف كند ، و اگر كمتر از ده باشد تعريف برحسب آنچه مصلحت او است بنمايد . و شيخ الاسلام الفقيه ابو جعفر رحمه اللّه گفته كه هرگاه لقطه بمالى عظيم رسد به آن كه « 1 » كيسهاى باشد كه در او هزار درهم باشد يا صد دينار ( زر سرخ ) « 2 » سه سال او را تعريف كند . و ابو على نسفى از استاد خود امام ابو بكر محمد بن الفضل رحمه اللّه روايت كرده كه او روايت از امام محمد رحمه اللّه كرده كه او گفته : لقطه را سه سال تعريف كنند ، خواه كم باشد و خواه بسيار . و شمس الائمه سرخسى گفته كه هيچ يكى از اينها تقديرى لازم نيست بلكه واجب است بر او كه بنا كند حكم را بر غالب رأى ، و قليل و كثير را تعريف كند تا غالب شود بر رأى او كه صاحب او نمىطلبد او را بعد از آن .
پس از آن آنكسى كه تقدير مىكند تعريف را بسالى و بيشتر اختلاف كردهاند مشايخ در آن ؛ بعضى گويند : تعريف كند هرجمعه و بعضى گفتهاند : هر ماه و بعضى گفتهاند : هر شش ماه ، و اين همه بر تقديرى است كه لقطه چيزى باشد كه باقى ماند ؛ پس اگر چيزى باشد كه باقى نماند تعريف كند تا آنزمان كه منتهى شود بوقتى كه ترسد كه فاسد گردد . پس از آنكه مدت تعريف بگذرد ، اگر او را مالكى ظاهر نگردد ، رفع كند آن را به امام . امام محمد رحمه اللّه در « نوادر » همچنين ياد كرده . و چون رفع كند به امام ، امام اختيار دارد اگر خواهد قبول كند و اگر خواهد قبول نكند . و حاصل آنكه امام از آن جهت بامامت منصوب است كه ناظر مسلمانان باشد ، پس او ملاحظه كند كه كدام اصلح است در حق مالك لقطه ، اگر خواهد تعجيل كند صرف او را به فقرا ، و اگر خواهد قرض دهد او را به كسى كه غنى باشد و بر او اعتماد داشته باشد ، و اگر خواهد بمضاربه دهد ، و اگر خواهد ردّ كند آن را بر كسى كه التقاط كرده . و چون رد بملتقط كند او اختيار دارد .
و نيز اگر خواهد ، نگاهدارد تا طالب آن ظاهر شود . و اگر خواهد ، تصدق كند بر فقرا . و اگر خواهد فروشد و ثمن او را نگاهدارد . و اگر ( لقطه ) « 3 » نه دراهم و دنانير
هامش
( 1 ) م . يا آنكه .
( 2 ) اضافه از م .
( 3 ) اضافه از م .