متفرق و امثال آن ، او را مىرسد كه بردارد و از آن انتفاع يابد . ليكن اگر صاحب او گاهى كه آن را در دست بيابد بعد از آنكه آن را جمع كرده باشد ، مىرسد او را كه بگيرد آن را و از آن انتفاع يابد . و ملك آنكس نمىشود كه آن را فراگرفته .
و شيخ الاسلام رحمه اللّه در شرح كتاب ذبايح گفته كه مالك را نمىرسد كه از دست او بگيرد بعد از آنكه جمع كرده باشد آن را . و همچنين است جواب در برچيدن خوشه : اگر آنكس كه خوشه را مىافكند در وقت افكندن گفته كه هر كس كه خواهد بردارد ، مالك را نمىرسد كه بگيرد آن را بعد از آنكه كسى برداشته باشد ، بىخلاف . و همچنين ياد كرده فقيه ابو الليث رحمه اللّه در فتاواى خود در كتاب هبه و صدقه . اما اگر نگفته باشد ، مىرسد آنكس را كه انداخته كه بازستاند بعد از آنكه كسى او را برداشته باشد . و اگر آن لقطه چيزى باشد كه داند كه صاحب آن آنرا خواهد بازطلبيد ، همچو طلا و نقره و مانند آن ، او را مىرسد كه بردارد و نگاه دارد و تعريف كند تا به صاحب رساند آنرا . و پوست انار و دانهء خرما هرگاه كه جمع كرده باشند همين حكم دارد .
و در تعريف و شناسانيدن لقطه اختلاف كردهاند : شمس الدين حلوائى رحمه اللّه گفته كه ادنى مرتبهء تعريف آن است كه گواه گيرد نزد فراگرفتن ، و گويد كه من اين را مىگيرم از آن جهت كه رد كنم به صاحب آن . پس اگر چنين كند و تعريف نكند بعد از آن ، كافى است او را . و بعضى از مشايخ گفتهاند كه سزاوار است كه به در مسجد آيد و ندا كند بدان . و بعضى از مشايخ گفتهاند كه كافى است در اشهاد كه بگويد هركه را بشنويد كه او را طلب لقطه مىكند او را دلالت كنيد سوى من . و امام محمد رحمه اللّه در كتاب خود گفته كه يكسال تعريف كند . و ميانهء اندك و بيش هيچ فرقى نكرده . و از ابو حنيفه رحمة اللّه دو روايت است . حسن بن زياد از او روايت كرده كه اگر دويست درهم و زيادت باشد يكسال تعريف كند ، و اگر كمتر باشد از آن تا به ده درهم يكماه تعريف كند ، و اگر كمتر از ده باشد سه روز تعريف كند . و از ( امام اعظم ) « 1 » و امام محمد رحمهما اللّه
هامش
( 1 ) اضافه از م .