تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
گرداند بر قدر زيادتى حاجت او بدان‌كه او را فرزندى ديگر پيدا شود ، يا زنى ديگر كند . و اگرچه تا چهار زن باشد . پس تمامى مؤونات آن جماعت بدهد تا بفراغت توانند كه مشغول جهاد گردند . و بايد كه مقدّم دارد در اثبات دفتر نام و دفتر عطاء قريش را ، و ايشان اولاد نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معدّ بن عدنان‌اند . ديگر از قريش مقدم دارد و اقرب فالاقرب را به حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم . و آن حضرت محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب - بن هاشم بن عبد مناف بن قصىّ بن كلاب بن مرّه ابن كعب بن لؤى بن غالب بن فهر بن مالك بن النضر بن كنانه است . و بنى هاشم و بنى مطلب را بر همه قريش تقديم كند . بعد از آن بنى عبد الشمس كه برادر هاشم بوده از پدر و مادر . بعد از آن بنى نوفل برادر هاشم از پدر . بعد از آن بنى عبد العزّى و بنى عبد الدّار كه هردو پسران قصىّاند و بنى عبد العزّى را مقدم دارند ، زيراكه ايشان اصهار پيغمبراند ، زيرا كه خديجه رضى اللّه عنها دختر خويلد بن اسد بن عبد العزّى است . ديگر بنى زهرة بن كلاب را كه برادر قصىّ است . ديگر بنى تيم را كه قبيلهء ابو بكر صديق‌اند ، و عايشه كه مكان او از حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم معلوم است . ديگر بنى جمح را . ديگر بنى سهم را . ديگر بنى عامر بن لؤى را . ديگر بنى الحارث بن فهر را . ديگر اصهار را . ديگر ساير عرب را . ديگر عجم را . و اين ترتيب مندوب است و واجب نيست . و شيخ كمال الدين دميرى رحمه اللّه گفته كه شافعى رحمه اللّه نصّ فرموده برآن كه امام يا سلطان بايد كه تسويه كند ميان مرتزقه . و معنى سخن او آن است كه عطا كند هركسى را مقدار حاجت او ، و بعضى را در عطا بر بعضى تفضيل نكند به جهت سبق در اسلام يا هجرت ، و نه بنسب و نه بعلم و نه بورع و نه بشرف . بلكه عطا كند هريك را به قدر حاجت او . و تسويه كند ميان شريف و غير او . اين است سخن دميرى . و بايد كه سلطان يا امام ثبت نكند در دفتر كوران را و مردمان زمن را و اطفال و ديوانگان را و زنان و بندگان و كافران و جاهلان بجنگ و كسى كه عاجز باشد از جنگ بدان كه دست او بريده باشند و مانند آن . و گاهى كه سلطان