بيع آن موقوف است باذن ايشان ، بنابرآنكه منتقل شده بسوى ايشان بطريق ميراث . اين است سخن دميرى .
و سهم سيوم از خمس الخمس صرف كنند به فقرا و مساكين ، و مسكين و فقير هر جا كه مذكور گردد ، يكى از آن شامل است ديگرى را .
سهم چهارم صرف كنند به يتامى ، و يتيم عبارت از صغيرى است كه او را پدر نباشد و اگرچه كسى داشته باشد كه او را محافظت نمايد . و شرط است كه فقير باشد ، و آنكه موت پدر او متحقق باشد نزد قاضى ، و اعتماد بر سخن او نيست كه گويد كه من يتيمام .
سهم پنجم از خمس الخمس صرف كنند بابن السبيل ، و بيان ايشان در قسم زكات گذشت . و اگر دعوى فقر و مسكنت كند مصدق است به يمين . و جايز نيست اقتصار در هر صنفى برسه كس از ايشان بلكه تعميم كنند تمامى افراد را . و جايز نيست كه بكافر دهند همچو زكات .
و اما چهار خمس ديگر كه باز مىماند از مال فىء آن از آن حضرت پيغامبر بوده صلى اللّه عليه و سلم در حال حيات او با خمس الخمس ، و انفاق مىكرده آن حضرت از آن بر نفس خود و عيال خود و مصالح خود . و آنچه از كفايت سال آن حضرت و عيال فاضل مىآمده ، آن را صرف مىفرموده در سلاح و اسپ از جهت عدّه در سبيل اللّه . و بعد از وفات آن حضرت صلّى اللّه عليه و سلّم آن چهار خمس باقى را از براى مرتزقه از لشكر اسلام كه مترصّدند از براى جهاد كفار ( مقرر كردند ) « 1 » ، و خمس الخمس از براى مصالح همچو متروكات آن حضرت .
اما نسخهء كيفيت صرف آن مال چهار خمس در لشكر ، آن است كه امام دفترى نهد و نصب كند از براى هر قبيلهاى شخصى را كه او را عريف گويند . و آن شخص بايد كه تفتيش كند از براى هر يك و عيال او و آنچه محتاجاند بدان ، پس هر يك را از لشكرى بدهد مؤونت او و مؤونت عيال او . و مراعات كند امام در بحث از حاجت ايشان زمان و مكان و ارزانى و گرانى و عادت شخص . و زيادت
هامش
( 1 ) اضافه از م .