اول محرم باشد . پس اگر مصلحت در آن بيند كه هر ششماه يا چهار ماه يا سهماه يا در هر ماهى تفريق كند جايز است . و عطائى كه لشكرى را مىدهند از براى سال گذشته است زيرا كه ارزاق ايشان جارى مجراى جعاله است ، و بايد كه قسمت كنند آنچه فراگرفته باشد از طلا و نقره ، و نقره بعطا اختصاص بيشتر دارد كه طلا ، مگر گاهى كه در مال فىء يا در معاملات اغلب طلا باشد . و فلوس ندهند لشكرى را و اگرچه فلوس رايج باشد .
و امام الحرمين رحمه اللّه گفته : محققان از اصحاب كه عارفانند به احكام ايالت گفتهاند كه اگر سلطان ذخيرهاى از اموال فىء جهت لشكر گذارد ، بر او اعتراض نكنند . و چون لشكر ارزاق خود مقرر سازند در دفتر « 1 » ، گاهى كه سلطان ايشان را امر كند بجهاد ، واجب مىگردد بر ايشان روان شدن بجهاد ، زيرا كه ايشان رزق از اين جهت گرفتهاند . پس اگر امتناع كنند بىعذرى ارزاق ايشان ساقط گردد . و گاهى كه مردى بيايد و طلب كند از سلطان كه نام او را در ديوان عطا ثابت گردانند ، قبول كند سلطان اگر در بيت المال سعتى باشد و در طالب اهليت جنگ يابد . و الّا قبول نكند . و گاهى كه سلطان خواهد كه كسى را از ديوان اسقاط كند بواسطهء سببى جايز است ، و بىسببى جايز نيست . و گاهى كه بعضى از لشكرى خواهند كه خود را از ديوان بيرون برند جايز است اگر استغنا از او حاصل باشد ، و جايز نيست با وجود حاجت مگر از براى عذرى . اين است سخن شيخ كمال الدين دميرى رحمه اللّه .
چون كيفيت وضع ديوان معلوم شد اكنون بيان كنيم سبب وضع ديوان عطا و ثبت اسامى لشكر در ديوان بواسطهء چه چيز بوده ، و باعث بر ترتيب و تشريع آن چيست ؟
بدان ايدك اللّه تعالى كه اول كسى كه وضع ديوان عطا كرد امير المؤمنين
هامش
( 1 ) متن مطابق م . در نسخهء اصل آمده : « و چون لشكر ارزاق خود بستانند » و بعد روى كلمهء « بستانند » خط زده و چيزى بجاى آن ننوشتهاند . و فرق ايندو عبارت بر اهل دقت روشن است چه مطابق متنى كه قلم خورده است سرباز تا عملا جيره و مواجب خود را نگيرد مىتواند از جنگ سر .