تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
ببيند كه بعضى از لشكريان مرضى دارند يا جنونى كه اميد زوال آن هست ، او را عطا بدهند و نام او را از دفتر نيندازند . و اگر اميد زوال آن نباشد نام او را از دفتر اسقاط كنند و او را عطا دهند . و گاهى كه بميرد يكى از لشكرى ، زوجهء او را بدهند اگر مسلمان باشد تا آن زمان كه شوهر كند ، و اولاد او را بدهند تا آن زمان كه مستقل شوند بمعاش خود . و اگر زيادت آيد آن چهار خمس از حاجات مرتزقه توزيع كنند آن زيادت را بر قدر مؤونتهاى آن لشكر . و جايز است در صورت زيادتى كه آن را صرف كنند باصلاح ثغور و بسلاح و اسپ . و حبس نكنند از مال فىء چيزى را از براى خوف نازله‌اى كه بر مسلمانان نزول كند ، بلكه همه آن را قسمت كنند . پس اگر نازله‌اى بر مسلمانان نازل شود ، واجب است بر مسلمانان قيام بامر آن نازله . و اين قسمت در منقولات است از مال فىء . فاما خانه‌ها و زمينها ، پس آن را وقف بايد كرد ، و استغلال نمود ، و قسمت غله‌ها آن را بدين وجه كه بيان كرديم بايد نمود ، يا بايد فروخت و بهاى آن را همچنين قسمت بايد كرد . و گاهى كه متأخّر گردد عطاى جماعتى كه از اهل ارتزاق‌اند از وقت خود ، و مال حاصل باشد ، ايشان را مىرسد كه مطالبت نمايند همچو ساير دين‌ها . و اگر چيزى نباشد ايشان را مطالبت نمىرسد ، و آن دين مىگردد بر بيت المال . شيخ كمال دميرى در « شرح منهاج » گفته : اگر جندى بميرد بعد از جمع مال و انقضاء مدت كه معين كرده‌اند از جهت عطا از يك‌سال يا دون آن ، پس نصيب او از آن ورثهء او است . و اگر بعد از جمع مال و پيش انقضاء مدت بميرد ، ايشان را قسط آن مىرسد همچو اجاره . و بعضى گويند : او را قسط نمىرسد همچو جعاله . و اگر برعكس باشد يعنى بعد از انقضاء مدت و قبل از جمع مال ، ظاهر نص آن است كه ايشان را چيزى نمىرسد . و سزاوار است امام يا سلطان را كه تفريق كند ارزاق مجاهدان را در هر سالى يك نوبت ، و از جهت آن وقتى را معين بايد گردانيد . و مختار آن است كه
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 299 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / محمد على مصحح