همچنين كند در بقول و نظر كند كه آنچه بيرون مىآيد اگر پنج نوبت باشد ، در هر نوبتى خمس خراج ستاند . و اگر چهار نوبت بيرون آيد ، هر نوبت ربع خراج بستاند .
و على هذا القياس .
و در « فتاواى اهل سمرقند » آمده كه مردى موضعى دارد كه بعضى از او تاك است و بعضى از او زمين ساده ، پس قومى تاك را از او خريدند ، و قومى زمين ساده را ، پس اگر حصهء تاك از خراج معلوم باشد در ابتدا يا حصهء زمين ساده همچنين ، حكم بر همان نسق كه بوده باقى مىماند . و اگر خراج بجمله بيرون مىآيد و حصهء كرم معلوم نيست ، و نه حصهء زمين ساده از ابتدا ، پس اگر تاك تاك است از ابتدا و هميشه او را ديدهاند كه تاك بوده ، و زمين را ساده ديدهاند ، همچنين باشد بر تاك خراج تاك و بر زمين ساده خراج زمين ساده . و اگر دراهم دهند در خراج بر قدر منافع قسمت كنند . و اگر جائى تاك در اصل ، زمين ساده بوده باشد ، بعد از آن كرم ساخته باشند آن را ، قسمت كنند خراج را بر تاك و زمين ساده . و اللّه اعلم . اين است نقل « محيط » .
و اما تعجيل خراج ؛ امام محمد رحمه اللّه در « نوادر » گفته كه تعجيل كند اداى خراج زمين خود را يكسال يا دوسال جايز است . زيرا كه اداى واجب كرده بعد از انعقاد سبب وجوب . چه سبب وجوب خراج زمين ناميه است و محلّ او ذمّه است ، و در اين صورت هر دو موجود است ، پس سبب منعقد شد . و در « منتقى » آورده كه مردى تعجيل اداى خراج زمين خود كرد ، بعد از آن زمين او غرق شد در آن سال ، رد كرده شود بسوى او آنچه ادا كرده است از خراج او . پس اگر سال ديگر زراعت كرده شود ، حساب كنند از براى او در سال دوم . و امام محمد رحمه اللّه گفته كه مردى خراج زمين خود دو ساله داد ، بعد از آن غالب شد آب بر او تا همچو دجله گشت ، اگر آن خراج كه او داده قايم است بعينه ، به دو باز دهند . و اگر سلطان آن را به مصرف رسانيده كه آن لشكر است ، هيچ نمىرسد او را . اين است نقل « محيط » .
و در « خلاصه » گفته كه سلطان را مىرسد كه حبس كند غله را تا خراج
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٢٩٠