تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
كرده‌اند در كتاب « عشر و خراج » نقل قول ابو حنيفه و ابو يوسف رحمهما اللّه باشد ، و احتمال دارد كه قول كل باشد ، پس در اين مسأله دو روايت باشد از محمد . و شمس الائمة الحلوائى بدين ميل كرده كه از امام محمد در اين مسأله دو روايت است ، يا آن كه آنچه در كتاب ياد كرده مأوّل باشد بر قول محمد ، و بدين ميل كرده شيخ الاسلام رحمه اللّه و در تأويل خود كه گفته : گاهى كه زمين بحالى باشد كه ممكن باشد آب دادن او به آب خراج ، پس او را آب دهند به آب دجله يا فرات ، او خراجى است . و هر زمين خراجى كه ممكن باشد آب دادن او به آب خراج ، گاهى كه او را آب عشرى دهند آن زمين خراجى است ، زيرا كه تعطيل از جانب صاحب زمين است . و اما هر زمينى كه متعذر باشد آب دادن او به آب خراج ، گاهى كه او را آب عشر دهند آن زمين عشرى مىگردد . اين است سخن صاحب « محيط » . اينست احكام زمين خراجى و آب خراجى و زمين عشرى و آب عشرى كه در اين مقام مذكور شد از مذهب ابو حنيفه . و امّا زمين و آب خراجى و عشرى در مذهب شافعى ؛ در « انوار شافعيه » گويد كه هر مملكتى كه امام آن را فتح كرده بقهر و زور ، املاك و عقارات آن تمامى غنيمت مسلمانان است و ملك ايشان مىگردد بعد از قسمت . و سواد عراق مفتوح شده عنوة و قسمت كرده شده ميان غانمان ، بعد از آن عمر رضى اللّه عنه غانمان را استطابهء خاطر كرد ، و ايشان را از ملكيت فرو آورد ، و وقف ساخت سواد عراق را بر مسلمانان ، و بساكنان آنجا اجارت داد . و خراجى كه بر سواد عراق ضمّ كرده‌اند اجرتى است منجّمه كه هر ساله ادا كنند ، و صرف كنند در مصالح مسلمانان آنچه اهم باشد . و جايز است صرف كردن آن به فقرا و اغنيا از اهل فىء و غير ايشان . و سواد عراق از عبّادان است تا بحديثه موصل به طول و از قادسيه است تا بحلوان بعرض ، و بغداد و نواحى آن از جملهء سواد عراق است ، و طول او صد و شش فرسخ است و عرض او هشتاد فرسخ است . و گاهى كه وقف كند واقف قريه‌اى را بر قومى جايز است در آنجا ساختن مسجد و مقبره و سقايه . اين است حكم سواد عراق ، و او تمامى خراجى است .