تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
نباشد ، يا آنكه مملوك باشد در اسلام ليكن او را مالكى در اسلام معلوم نباشد بعينه ، و او دور باشد از قريه بحيثيتى كه اگر آدمى بايستد و صيحه زند آواز او در آنجا نشنوند ، آن موات است . و معنى عادى آن است كه خرابى او قديم باشد ، و اعتبار كرده امام محمد رحمه اللّه انقطاع ارتفاع اهل قريه از او حقيقة و اگرچه قريب باشد بقريه . همچنين گفته شيخ الاسلام شمس الائمهء سرخسى رحمه اللّه ، و اصح آن چيزى كه گفته‌اند در قرب و بعد از عمرانات آن است كه مردى به طرف عمارتهاى قريه بايستد و باعلاى صوت خود آواز كند ، پس بهر موضعى كه آواز او برسد ، از جملهء قريه باشد . قاضى قضات همچنين ياد كرده . اين است تعريف زمين موات ، و حكم او آنست كه گذشت كه اگر از حيّز زمين عشرى است عشرى خواهد بود . و اگر از حيّز زمين خراجى است خراجى خواهد بود . اين است بيان اراضى و خراجى و عشرى . و اما زمينهاى ممالك اسلام ؛ در كتاب « محيط » روايت كرده كه امام محمد - رحمه اللّه در كتاب « عشر و خراج » گفته : زمين سواد تمامى خراجى است ، و حدّ او از عذيب است تا عقبهء همدان به طول ، و از عذيب است تا عبادان بعرض ، و هر چه يلى سواد عراق است از زمين جبل مثل طبرستان و مانند آن ، همه خراجى است . و اين بفعل عمر معلوم شده زيرا كه عمر همچنانچه وظيفهء خراج را مقرر گردانيد بر زمين سواد عراق ، همچنان مقرر گردانيد بر زمين جبل . و همين حكم در هر زمينى كه آن را بقهر و زور گيرند و اهل او را بازگذارند جارى است و آن زمين خراجى است . و همچنين هرگاه كه نقل كنند قومى را از اهل ذمّه از بلده‌اى ببلدهء ديگر از براى مصلحتى كه ديده باشند ، پس بدرستى كه اراضى ايشان خراجى مىگردد . و همچنين هر بلده‌اى كه اهل او از امام طلب كنند كه ذمت دهد ايشان « 1 » را ، بايد كه امام قبول كند ، و بر اراضى آن خراج نهد . و اين از آن جهت است كه وظيفهء زمين در اصل خراج است . و نقل از خراج بعشر در بعضى مواضع از براى اسلام مالك است ، پس بدون آن نقل ثابت نمىگردد ، و همچنان خراجى باز مىماند .
هامش
( 1 ) م . كه ذمتى باشند ايشان .