تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
حاسب و حافظ است نه امام و قاضى ، و نه والى اقليم بلكه رزق ايشان اگر بتطوع نكنند در خمس الخمس است . و وكيل بتفريق زكات عامل نيست . پس اگر به تطوّع آن كار نكند اجرت او بر مالك است ، همچو اجرت كيّال . اين است مذهب شافعى ، چنانچه در « انوار شافعيه » ياد كرده . و در « هدايه » گويد كه اجرت عامل در زكات ( برين وجه است كه ) « 1 » امام بدهد او را بعد از عمل به قدر عمل او ، پس آن‌قدر دهد كه در وسع او باشد ، و در وسع اعوان او . و مقدّر بهشت يك نيست چنانچه شافعى بر آن رفته ، زيرا كه استحقاق او بطريق كفايت است . و از اين جهت عامل مىستاند و اگر چه غنى باشد ، ليكن در او شبههء صدقه هست . پس بايد كه عامل اگر هاشمى باشد نگيرد آن را ، از جهت تنزيه قرابت آن حضرت صلّى اللّه عليه و سلّم از شبههء چرك . و غنى موازنه با او نمىكند در استحقاق كراهت ، پس اعتبار نكردند اين شبهه را در حق او . اين است سخن صاحب « هدايه » . صنف چهارم مؤلفهء قلوب و آن جماعتىاند كه به اسلام درآيند و نيّت ايشان ضعيف باشد . و اين ضعف نيت ايشان بقول ايشان دانسته مىشود . و هم از مؤلّفه‌اند آنان كه ايشان را شرفى باشد كه توقع باشد بتألف ايشان ، اسلام نظراى ايشان ، يا جهاد با كفار يا مانع زكات ، زيرا كه اين دادن آسانتر از لشكر كشيدن است . و آن كس كه گويد من ضعيف نيّتم قول او را قبول كنند ، و آن كسى كه گويد كه شريفم ، مطالبت كنند او را به بيّنه . اين است مذهب شافعى رحمه اللّه ، و نزد او سهم مؤلّفهء قلوب باقى است . و اما در مذهب حنفى سهم مؤلّفهء قلوب ساقط است . و در « عنوان الافتا » گويد كه مؤلّفهء قلوب از رؤساى عرب سه صنف بودند : صنفى مسلمان شدند ، همچو عيينه و صفوان و اقرع ، و حضرت پيغامبر صلّى اللّه عليه - و سلّم ايشان را سهمى مىداد از براى تأليف دلهاى ايشان بر اسلام . و صنفى را مىداد از جهت اميد اسلام ايشان . و صنفى را مىداد از جهت دفع شر ايشان . و اين بواسطهء آن بود كه اسلام ضعيف بود ، و كفار قوى بودند . چون حضرت حق
هامش
( 1 ) اضافه از م .