تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
امور ايشان نافذ گردد ، پس قضات اهل عدل قضاتند بر حال خود ما دام كه معزول نگرداند ايشان را باغى . و گاهى كه معزول گرداند ايشان را باغى بيرون روند از قضا تا بغايتى كه اگر منهزم شود باغى بعد از آن نافذ نباشد قضاى ايشان ، ما دام كه تقليد نكند ايشان را سلطان عدل نوبت ديگر . زيراكه باغى سلطان شده به حكم قهر و غلبه ، پس عزل كردن او قاضى را جايز باشد . اين است سخن صاحب « عنوان الافتا » كه از خصاف روايت كرده . و در « ادب القاضى » آورده كه گاهى كه امام كسى را قضاى بلده‌اى دهد و از براى او كتاب عهد نويسد ، ثابت مىشود قضاى او بىآنكه گواه گيرد بر آن كتاب . و نزد شافعى رحمه اللّه آن است كه اگر بلده دور باشد ، سزاوار است كه سلطان دوكس را گواه گيرد و برايشان كتاب عهد بخواند ، و گواهان با او بيرون روند و بدان گواهى دهند . و اگر بلده نزديك باشد ، شيخ ابو اسحق فيروز آبادى گفته شهادت واجب است . و شيخ - اصطخرى گفته واجب نيست ، و به استفاضه و انتشار خبر ثابت مىگردد . اين است سخن « عنوان الافتا » . و گاهى كه قضاى قاضى احتياج به كتابت عهد دارد ، نصب امرا را هم كتابت عهد بايد . پس سزاوار باشد پادشاه را كه هرگاه كه اميرى را به امارت بلده‌اى يا مصرى نصب كند ، كتاب عهد از براى او نويسد . و اگر گواه گيرد اولى باشد . حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم چون كسى را امارت دادى جهت او كتاب عهد نوشتى . و همچنين اگر كسى را عامل صدقات ساختى ، در آن كتاب عهد او را وصيت به تقوى و رعايت حقوق ضعفا نمودى ، و به اهل آن بلده نوشتى كه او را اطاعت كنند ، و وصيّت رعيّت بدان والى نمودى . و بر اين سيرت خلفاى راشدين عمل نموده‌اند در نصب امرا بر ممالك . و بايد كه سلطان در كتاب عهدنامه نويسد كه او را اطاعت كنيد الّا در چيزى كه معصيت خدا و رسول باشد ، زيراكه آن حضرت و خلفا چنين مىكرده‌اند . و بايد كه سلطان بعد از نصب امير در مصرى يا بلده‌اى پيوسته از احوال او آگاه باشد ، و اگر كسى از اهل آن مصر از او شكايت نمايد ، و بعد از آن‌كه
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 207 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / محمد على مصحح