و آنچه تمامى مسجد را مشغول مىگرداند يا غالب مىشود مكروه است . و هم در « قنيه » از ابو حامد روايت مىكند كه درس در مسجد جايز است ، و اگر چه در او نمد يا بوريايى باشد كه جهت مسجد مسبّل ساخته باشند . و غير او همچنين گفتهاند . اين است نقل « قنيه » . و در « انوار » گفته كه اگر دكّانى در مسجد بنا كنند از جهت خريد و فروخت حرام است و بر محتسب واجب كه او را منع كند ، زيرا كه بعضى مباحات است كه بر شرط قلت مباح است ، گاهى كه بسيار شد گناه صغيره گشت . همچنان بعضى از گناهان هست كه صغيره است به شرط عدم اصرار .
اما منكرات بازارها ، بايد دانست كه معتاد است در بازارها دروغ گفتن در بيع ، و اخفاء عيب ، و ترك ايجاب و قبول ، و فروختن ملاهى و صورتها در عيد به صبيان ، و فروختن ظرفهائى كه از طلا و نقره ساخته باشند ، و فروختن ابريشمينه كه غير مرد آن را سزاوار نباشد همچو بغل بند ابريشمينه ، و اينها همه منكرات است كه محتسب را منع آن بايد كرد .
اما منكرات شارعها ، همچو نهادن ستونهاى دكانها و خانهها و تخت دكانى بر راهها ، و نشانيدن درختها بر سر راهها ، و اخراج مخرجها و روشنها و اجنحه و نهادن چوبها و بارها و طعامها ، اگر اينها مؤدّى به تنگ ساختن راه مىگردد و مضرت به آينده و رونده مىرساند ممنوع است ؛ و بر محتسب واجب است كه منع كند . و همچنين اولاغان بر سر راهها بستن و راندن آن با خار و هيزم به حيثيتى كه جامههاى مردم به درد ، و خاشاكهاى خانهها بر سر راهها ريختن ، و آب پاشيدن به مرتبهاى كه انديشهء آن باشد كه كسى از آن بلغزد ، و آب ناودانها رها كردن در راههاى تنگ ، و بازگذاشتن برف و آب ايستادهء جمع شده در راه ، اين مجموع منكرات بازارهاست . و بر محتسب واجب است كه منع كند . و اگر بر در خانهء كسى سگ گزنده باشد ، واجب است منع او . و اگر محتسب مردى را بيند كه در راه خالى با زنى ايستاده ، نه در راهى كه مردم بگذرند ، به آن مرد بگويد كه اگر محرم تست اين زن ، او را نگاهدار از ريبه . و انكار نمىرسد محتسب را در حقوق خاصهء آدميان همچو ظلم همسايه بر همسايه مگر آنكه ازو طلب كنند .
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص١٩٥