متعلقه به آدمى را در عبادات و غير آن بر حسب اماكن تفصيل كنيم تا آسان باشد محتسب را نهى از آن ان شاء اللّه تعالى .
نوع دوم آنچه متعلق به حقوق اللّه و حقوق الناس است بر حسب اماكن :
اما منكرات مساجد همچو نماز نادرست گزاردن ، پس اگر محتسب كسى را بيند كه نماز را تمام نمىگزارد او را نهى كند ، و همچنين نهى كند كسى را كه قرآن به لحن خواند و او را تلقين كند كه چگونه خواند تا صحيح باشد . و آن كسى كه در قراءت قرآن لحن بسيار مىكند اگر قادر است بر تعلّم بايد كه امتناع نمايد از قراءت ، پس اگر پيش از تعلّم بخواند عاصى گردد . و اگر زبان او مطاوعت او نمىكند ، پس اگر اكثر آنچه مىخواند لحن است ، بايد كه ترك كند و مشغول به تعلم فاتحة الكتاب گردد ، و تصحيح آن نمايد . و اگر اكثر قراءت او صحيح باشد و قادر بر تسويه نباشد باكى نيست اگر قراءت كند ، و ليكن آواز را خفض كند يعنى برندارد تا غير او نشنود .
و همچنين بايد كه محتسبان نهى كنند مؤذّنان را از بسيار دراز كشيدن مدّها ، و منحرف شدن از صوب قبله به تمامى سينه در وقت اذان كه حيعلتين گويد .
و همچنين نهى كند از آن كه مؤذنان منفرد شوند به اذان بىآنكه توقف نمايند تا ديگرى تمام كند . اين مجموع منكرات است كه محتسب را تعريف بايد كرد .
و اگر از معرفت صادر شود نهى بايد كرد . و اگر خطيب جامهء سياه پوشد كه غالب باشد بر آن ابريشم ، يا شمشيرى گيرد كه به طلا آرايش كرده باشند ، او فاسق گردد و انكار برو واجب باشد . و مجّرد سياه پوشيدن مكروه نيست ، ليكن مستحب نيست . و آن كسى كه گفت كه بدعت است مراد او آن است كه در صدر اول نبوده ، اما چون نهى از آن وارد نشده سزاوار نيست كه او را بدعت و مكروه شمارند و ليكن ترك آن احبّ است .
و واجب است منع واعظ مبتدع و قصهخوان كاذب در اخبار ، و جايز نيست حضور مجلس ايشان الّا از براى منع . و هرگاه كه كلام واعظ مايل به رجا باشد و مردمان را بر معاصى جرى سازد و تكيه بر عفو كنند و خوف ايشان كم گردد ،
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص١٩٣