و اگر محبوس گويد كه من بىچيزم ، و طلب سوگند طالب كند كه نمىداند كه او بىچيز است ، پس قاضى او را سوگند دهد . اگر نكول كند محبوس را اطلاق نمايد ؛ و اگر سوگند خورد ، حبس او را مويّد سازد .
و اما آنچه قاضى كند با محبوس در وقت حبس ؛ خصّاف در « ادب القاضى » گفته : قاضى بايد كه محبوس را بيرون نكند به آمدن ماه رمضان و نه عيدين و نه جمعه و نه صلوات جماعت و نه حج فريضه و نه حضور جنازهء بعضى از اهل او ، و اگر چه كفيل دهد . و در « نوادر » گفته كه از محمد بن الحسن سؤال كردند از محبوس كه پدر او يا فرزند او وفات كند او را از حبس بيرون توان كرد ؟ گفت :
نى ، مگر آن كه كسى نباشد كه ايشان را كفن كند كه بر اين تقدير بيرون توان كرد ، و اگر كسى باشد بيرون نتوان كرد .
و خصّاف گفته كه محبوس در زندان چون خسته شود ، اگر خادمى باشد او را كه خدمت او كند او را بيرون نكنند ، و از براى علاج بيرون نتواند آمد ، و اگر چه در زندان بميرد . و اگر خادمى نباشد او را بيرون توان كرد به كفيل .
و امام محمد گفته چراغ تواند افروخت ، و اما به حمام بيرون نرود . و اگر احتياج به مباشرت داشته باشد باكى نيست اگر زوجهء او يا كنيز او را پيش او گذارند پوشيده . و ابن شجاع در « نوادر » گفته به روايت ( از حسن بن ابى مالك و حسن بن ابى مالك روايت كرده از ابى يوسف ابو يوسف روايت كرده ) « 1 » از ابى حنيفه كه محبوس را منع كنند از وطى حراير و كنيزان ، زيرا كه زندگانى بىوطى مىتوان كرد ، به خلاف خوردن و آشاميدن . و صدر الشهيد گفته كه در كسب كردن محبوس اختلاف مشايخ است ، بعضى گفتهاند منع نكنند زيرا كه هردو جانب را در آن فايده است . و بعضى گفته منع كنند . و آن اختيار شمس الائمه سرخسى است . و قاضى القضات گفته : فتوى امروز برآن است كه منع نكنند او را از اكتساب ، و منع كنند او را از وطى و ساير تنّعمات و اللّه اعلم . اين است كيفيت مرافعه در مذهب حنفى .
هامش
( 1 ) اضافه از م .