تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
باشد آن را به زبان عربى نقل نكند ، مگر آن كه تواند كه عربى گرداند بىزيادت و نقصان ، و بىآن‌كه كلمهء مبهمهء مشتركه بياورد كه مؤدّى شود به اشتباه . و تاريخ بنويسد . پس از آن قاضى در آن نظر كند كه آن صحيح است يا فاسد ؟ و اگر قاضى خود اهل فتوى يا اجتهاد نباشد لابد باشد از آن كه آن را به خط مفتيان رسانند تا بنويسند كه صحيح است يا فاسد ؟ پس اگر فاسد باشد سؤال نكند از آن خصم ديگر جواب را ، بلكه بگويد به مدعى كه دعوى تو باطل است ، برو ، و تصحيح دعوى كن . و اين سخن از قاضى فتوى باشد . و اگر صحيح باشد پس بر قول آن مشايخ كه گذشت قاضى سؤال نكند از مدّعى عليه جواب آن را ، بلكه نظر كند به سوى او تا جواب دهد خود . و بر رأى خصّاف رحمه اللّه سؤال كند از او ، و گويد دعوئى بر تو كرده اين خصم همچنين ، چه مىگوئى ؟ پس اگر اقرار كند يا انكار كند ، اقرار او را يا انكار او را بنويسد به همان لفظ كه گفته ، زيادت نگرداند بر آن و ناقص نسازد در آن رقعه‌اى كه اثبات كرده در او دعوى مدعى را . و اين رسمى است كه خصّاف رحمه اللّه آن را نهاده . و اما قضات ماوراء النهر رحمهم اللّه رسمى ازين احسن نهاده‌اند ، و آن آنكه مدّعى چون بر در قاضى آيد ، مشاورت كند با وكلاء محكمه تا او را اشارت كنند به كاتب محاضر ، پس كاتب دعوى او را در رقعه‌اى بنويسد ، و اسم او و اسم خصم او بنويسد . چون خصمان حاضر شوند و پيش قاضى آيند ، مدّعى رقعه به صاحب مجلس دهد تا دعوى او را از آن رقعه بخواند ، تا او را ترددّى بسيار بر باب قضات نبايد كرد . پس اگر اقرار كند يا جحود كند ، قاضى يا كاتب سخن او را در آن رقعه بنويسد كه صاحب مجلس آن را پيش قاضى خوانده ، پس اگر انكار كند آن را مدّعى عليه ، بر قول مشايخ سؤال نكند از مدعى كه تو بيّنتى دارى يا نى ؟ و بر رأى خصّاف سؤال كند . و گاهى كه دعوى و انكار بنويسد بر مدعى خواند و بگويد : تو همچنين دعوى كرده‌اى . و بر مدّعى عليه خواند و گويد كه تو همچنين گفته‌اى . پس اگر بگويد كه بلى ، آن را نگاه دارد . بعد از آن اگر اقرار او ثابت شده باشد ، به مقتضاء اقرار او را مؤاخذه نمايد . و اگر نه ،