تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 992

مساهمون:

ص٩٩٢
قتال و جدال واقعشد و در آخر ظفر يافت و قشلاق در مصر گرفت و در سنه اربع و عشرين و تسعمأه قشلاق در تبريز گرفت و در سنه خمس و عشرين كاركيا سلطان پادشاه گيلان و اميره دياج پادشاه رشت بعز بساط بوسى مشرف گشتند و تربيتها يافتند و حضرت اعلا بخششهاى بسيار فرمودند و امير دياج بمظفر سلطان لقب يافت بعد از اين شيخ ساه بن فرخ يسار پادشاه شيروان نيز بدرگاه فلك اشتباه آمد و بعنايات بسيار مفتخر گشت و در اينسال قشلاق در تبريز واقعشد و در سنه ست عشر و تسعمأه قشلاق هميون در اصفهان اتفاق افتاد و در اينسال پادشاه شام در آنديار به علت طاعون درگذشت و پسرش سلطان سليمان بجاى او پادشاه شد و در سنه اربع و عشرين و تسعمأه قشلاق در نخجوان واقع شد و در اين سال امير سلطان موصلو مير محمد يوسف را كه سالها شيخ الاسلام هرات بود و در آخر بمنصب امارت و حكومت رسيده صاحب طبل و علم گشته بود روز چهارشنبه هفتم رجب بتهمت مخالفت بكشت و در سنه ثمان و عشرين و تسمعأه حضرت شاه دين پناهرا از خراسان طلب فرموده در مشر خان شاملو با شاهزاده سام ميرزا بخراسان فرستادند و قشلاق در تبريز بود ، در روز سه شنبه بيست و هشتم يا بيست و نهم جمادى الاخر سنهء مذكوره مهتر شاه قلى كه از خادمان خاص حضرت اعلى بود ميرزاشاه حسين منصب نظارت ديوان نيابت او بخواجه جلال الدين محمد تبريزى تفويض فرمودند و در سنهء ثلثين و تسعمأه چاپال سلطان استاجلو كه امير ديوان بود و باطوار حسنه و اوصاف حميده اتصاف داشت و پرسش امور بطريق عدل و انصاف مينمود وفات يافت جاى او به پسرش بايزيد سلطان شفقت فرمودند و او نيز بعد از چند روز درگذشت منصب امير الامرائى بر ديو سلطان روملو شفقت شد و حضرت اعلا در اينسال بجهة شكار اسب بجانب تنكى ميل فرمودند و بعد از نيل مقصود و مراجعت از آنجا در حدود سراب مزاج همايون از اعتدال باعتلال كشيد و چند روز مرض متمادى شد و اطباء حاذق تشخيص بحصبه كردند و هرچند علاج و سعى نمودند فائده نداشت و روزبروز مرض اشتداد يافت و چون جاذبه داعى «
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
» غالب بود و ارواح مقدسه انبيا و ائمه هدى حضور حضرتش را طالب در صباح روز دوشنبه نوزدهم رجب سنه مذكوره جهان فانى را وداع كرده بسراى جاودانى و نعيم باقى انتقال فرمود حظاير قدس بر مجالس انس اختيار فرموده «
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
»