تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 993

مساهمون:

ص٩٩٣
دريغ آنشهنشاه صاحبقران * جم تاج‌بخش ممالك ستان دريغ آنكه ديگر نه‌بيند سپهر * نظيرش در آئينه ماه و مهر
و نعش مورد الانوار آنحضرترا در شب سه‌شنبه بيستم ماه مذكور مصحوب جناب سيادت مآب امير جمال الدين صدر بدار الارشاد اردبيل فرستادند و در حظيرهء مقدسه صفويه مدفون ساختند عمر شريف آنحضرت سى و هشت سال بود و مدت سلطنتش بيست و چهار سال حضرت اعلى شكار دوست بودند و در فصول اربعه در گرما و سرما هرگز از آنشغل خالى نبودند و در حق سادات و علماء و فضلا پيوسته انعام وافر بسيار مينمود و بساير طبقات و بر هركس بديدهء شفقت نظر ميكرد و بچرخ اثير و فلك تدوير رسيد و

چهار پسر كامكار و نامدار

گذاشته كه تراب نعل مركبشان كحل ديده اولوا الابصار است اول نواب كامياب اشرف اعلى ابو المظفر شاه طهماسب بهادر خان كه بعد از اين هرجا كه نواب عالى شاه گفته شود مراد آنحضرتست دوم نواب كامرانى ابو المغازى القاص ميرزا كه سلطنت شيروان حسب الحكم قضا جريان عالم پناه تعلق به دو داشت سيم نواب ابو النصر سام ميرزا كه شبانه‌روزى بشرف خدمت شاه عالم پناه مشرف و مستسعد بود ولادت آنحضرت در روز سه‌شنبه بيست و يكم ماه شعبان سنهء ثلث و عشرين و تسمعأه چهارم نواب جهانبانى ابو الفتح بهرام ميرزا و آنحضرت برادر اعيانى نواب كاميابست و در نظر كيميا اثر نواب اعلى بسيار عزيز و گرامى و معظم و معتبر بوده و حق سبحانه و تعالى نواب جهانبانى را چهار پسر كرامت فرمود اول سلطان حسن دويم سلطان حسين كه از نواب كامياب حضرت شاه عالم پناه شرف قبول بفرزندى يافته او را پسر خود خوانده سيم ميرزا سلطان ابراهيم چهارم ميرزا بديع الزمان

ذكر جلوس نواب كامياب اشرف اعلى شاه طهماسب بهادر خان خلد الله تعالى برتخت سلطنت ايران

مظهر آيات ربانى و مجمع عنايات سبحانى شرف گوهر بنى آدم و روشنى ديدهء اهل عالم خلاصه ايجاد و تكوين و صورت رحمت رب العالمين و مطلع انوار الهى و مسطر الطاف نامتناهى ديدهء اهل سلاطين نامدار و مستعبد خواقين جمشيد اقتدار نواب كامياب اشرف اعلى شاه طهماسب بوده و آنحضرت پادشاهى بود كه پيرايه سلطنت صورى