نزول نمود و آنشهر را بجنگ گرفته در آنجا قتل عام و غارتكردند و مولانا پناهى شاعر از جمله مقتولان آنجاست بعد از آن تسخير قرشى كرده از آنجا و از حدود بخارا گذشته بپاى قلعهء عجلدار كه تمر سلطان پسر شبيكخان در آنجا بود فرود آمدند عبيد سلطان كه برادرزادهء شبيك بود از آنجا بمدد تمر سلطان آمده به دو ملحق شده و جانى بيك نيز با لشكر خود بديشان پيوست ميان ايشان و لشكر ميرنجم جداول آب بواسطه بود بعضى از امراى دوى الاقتدار صرفهء جنك در اينمكان نديدند نجم ثانى قبول نكرد و با اوزبكان بپاى عجدوان مقابله و مقاتله فرمود شكست بر غازيان افتاد و نجم ثانى با بسيارى از امراى كبار در اينجنك كشته شدند و ميرزا بابر بجانب غزنه و حدود هند و مملكت خود گريخت و خلق بسيار در وقت فرار تلفشدند و اموال و اسباب بيشمار بر دست اوزبك افتاد و تمر سلطان و عبيد سلطان بخراسان آمدند و تمام بلاد خراسان بهم بر آمد و حسين بيك لله هرات را گذاشته از راه سيستان بكرمان آمد و اينمحاربه در روز سهشنبه هفتم رمضان سنه مذكوره روى نمود و چون اينخبر در اصفهان كه قشلاق همايون بود بذروهء عرض رسيد بعضى از امرا را قبل از توجه بخراسان فرستادند و فرمان همايون باحضار لشكر ممالك محروسه نازلشده در بهار سنه تسع عشر و تسعمائه بعزم مخالفان از موضع قشلاق نهضت فرمودند ورزيامله يورت سال و قمش از محال شهريار لشكرگاه پادشاه جم اقتدار شد منصب امير الامرائى كه بنجم ثانى متعلق بود بعاليجناب مير عبد الباقى شفقت فرمودند و منصب صدارت همچنان بعاليجناب سيد نژاد شيرازى قرار يافت و او را از شيراز طلب فرمودند و چون اردوى گردون شكوه بحدود مشهد مقدس رسيد تمر سلطان و عبيد سلطان كه در هرات بودند از توجه هميون واقف شدند و بماوراء النهر گريختند و ابدال بيك دده كه صاحب الكاء مرو بود در وقت خراسان مرو را ( ! ) انداخته گريخته بود او را جامه زنان در بر و مقنعه نسوان بر سر بر درازگوش سوار كرده با دف و نى بجهة عبرت لشكر در اردوى همايون گردانيدند بعد از اين نزول هرات را با توابع بزينلخان شاملو عنايت فرمودند و بلخرا بديو سلطان روملو ارزانى داشتند و بدولت و اقبال بعراق معاودت فرمود و قشلاق در اصفهان گرفتند و در اين قشلاق مبشران دولت و منهيان سعادت بشارت رسانيدند كه آفتاب سلطنت از مطلع اقبال طالعشد و اختر ولايت و هدايت از افق پادشاهى لامع گشت و
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 989
مساهمون: مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
ص٩٨٩