تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 990

مساهمون:

ص٩٩٠
صباح روز چهارشنبه بيست و ششم ذيحجه سنه مذكوره عرصه عالم از نور ولادت اعلى حضرت پادشاه زمان سلطان سرير عدل و احسان خسرو سليمان مكان وارث تخت سلاطين جهان مخزن اسرار الهى و منبع فيض نامتناهى مهر سپهر شاهنشاهى گوهر درج هل اتى مظهر سر لا فتى ظل اللّه فى الارضين عون الضعفا غوث العالمين معين السلطنة و الخلافة و الولاية و الهداية و العز و الاقبال ابو المظفر

شاه طهماسب

بهادر خان خلد اللّه ملكه و سلطانه منور و روشن گشت و جهان از يمن وجود مباركش رشك بهشت برين شد
يكى غنچه از باغ شاهى دميد * كز آنسان گلى چشم گيتى نديد
حضرت اعلى را از شرف و كرامت اينمولد هميون انواع مسرت و ابتهاج بحصول پيوست و اصناف بهجت و ارتياح دست داد آنحضرت بدولت و اقبال طوى بعظمت فرمود چندگاه از صبح تا شام ابواب فرح و شادمانى بر خواص و عوام گشادند و خلايق دست‌افشان و پاىكوبان قدم بر بساط نشاط نهادند بعد از اين در بهار سنهء عشرين و تسعمائه سليم پادشاه روم مخالفت نموده عصيان ظاهر كرده با جميع عساكر روم بحدود آذربايجان آمد و اينخبر باصفهان بپايهء سرير اعلى رسيده نواچيانرا باحضار لشكرهاى فراوان فرماندادند و كس بديار بكر نزد محمد خان استاجلو فرستاده حكم جهانمطاع صادر شد كه با لشكرهاى ديار بكر و آذربايجان باردوى گردونشكوه ملحق گردند و رايات جلال بعز و اقبال از اصفهان در حركت آمده متوجه آذربايجان شدند و بعد از طى منازل و مراحل چون از خوى و سلماس گذشته بحدود موضعى كه آن را جالدوان گويند نزول اجلال فرمودند محمد خان استاجلو با لشكرهاى ديار بكر باردوى هميون ملحقشدند و پادشاه روم نيز با لشكر بيحد و شمار بدانحدود رسيد و در موضع جالدوان حضرت اعلى تعبيهء صفوف فرمودند ميمنهء لشكر را بفرهميون زيب و زينت بخشيدند و ميسره را بمحمد خان استاجلو و امراى ديار بكر سپردند و جناب امير عبد الباقى را با چند هزار سوار در قلب تعيين فرمودند و سيد محمد مكونه و محمد خان استاجلو و مير سيد شريف را تابع او گردانيدند و بر اين ترتيب در اوايل رجب سنهء مذكوره با روميان مصاف دادند و از اول صباح تا نماز پيشين بين العسكرين آتش قتال و جدال اشتعال داشت قريب پنجهزار كس از