كاركيا ميرزا على وكيل السلطنة بود و در موضع شلندود از حدود ديلمان بكشت و كاركيا ميرزا على سلطنت به دو بازگذاشت و عبادت اختيار كرد ديگر آنكه شخصى كه او را رئيس محمد كوهى ميگفتند در فترت آق قوينلو ابرقو بدست آورده بود و بر اين دو نظير مستولى شده حضرت اعلى بجهة دفع او متوجه يزد شدند و تفصيل اينحال آنست كه در آن ايام كه نامراد شكست يافت بجانب شيراز و بغداد گريخت مراد بيك بايندر كه والى يزد بود چون خبر شكست آق قوينلو به دو رسيد يزد را گذاشته بجانب هرات رفت در غيبت او خواجه سلطان احمد ساروئى كه وزير او بود يزد را ضبط نمود حضرت اعلى بعد از فتح نامراد يزد را بحسين بيك لله تفويض فرموده بودند اوجوقه بيكنامى را كه از طبقات شاملو بود با معدودى چند بداروغگى يزد فرستاده بود و سلطان احمد ساروئى استقبال داروغه نموده او را به يزد فرود آورده و بعد از چند روز داروغه را در حمام كشته و هركس از غازيان كه همراه بوده بقتل آوردند با جمعى پياده در يزد مستولى شده و اينخبر در ابرقو برئيس محمد كوهى رسيد از ابرقو بحدود يزد آمده بود سلطان احمد ساروئى را محاصره كرده بعد از مدتى يزد را گرفته و سلطان احمد را با جمعى از پيادهها گرفته بقتلرسانيده و در يزد و ابرقو حاكم مطلق العنان شده چون احوال بر ضمير منير واضحشد در ماه رجب سنه مذكوره با عساكر نصرت مآثر متوجه تسخير يزد شدند و تا رمضان در پاى حصار يزد با مخالفان بقتال و جدال اشتغال داشتند و بتأئيد الهى و اقبال شاهى يزد مفتوح شد و رئيس محمد گرفتار شد و اتباع او طعمهء ضيغم بلا و صمصام فنا شدند و رئيس محمد كوهيرا به آتش سوختند ديگر آنكه بعد از فتح يزد حضرت اعلى با عساكر نصرت پناه ايلغار فرموده تاخت بجانب طبس كردند و قريب يكهفته در آنجا توقف فرمودند و قريب هفتهزار كس از مخالفان آنحدود بقتل آمدند و آوازهء ايشان در تمام خراسان شايع گشت و پادشاهان خراسان ميرزا سلطانحسين بايقرا با فرزندان و امراء در قلق و اضطراب افتادند حضرت اعلى بعد از يكهفته از طبس بعراق معاودت فرمودند و در محرم سنه احدى عشر و تسعمائه در تابستان از حوالى همدان گذشته تا تخت سليمان سير فرموده بعيش و عشرت گذرانيدند در اين اوقات فرمان هميون عز صدور يافته بود كه هركس در جنگ سلطان حيدر با مخالفان همراه بوده و بثبوت رسد او را بقتل آورند و پرسش اينرا بابدال بيك
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 983
مساهمون: مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
ص٩٨٣