عشر و تسعمائه شاهى بيكخان بخراسان آمد پسران سلطان حسين ميرزا از او شكست يافته بديع الزمان ميرزا با برادران حسن ميرزا و فريدون حسين ميرزا بعراق آمدند و بعز بساطبوس همايون مفتخر و سرافراز گشتند و شرح اين صورت و مآل حال ايشان سابقا ايراد يافته و در بهار اينسال حضرت اعلى بجانب ذو القدر نهضت فرمودند و با جميع امراء و عساكر از حدود قيصريهء روم گذشته بر سر علاء الدوله و ذو القدر رفتند و علاء الدوله كه حضرت اعلى او را لارانه مىگفتند فرار نموده پناه بكوههاى ذو القدر برد غازيان ظفر آثار الكاى او را غارت كرده حضرت اعلى با ظفر و نصرت بآذربايجان آمد و در حين مراجعت امير بيك موصلو كه از جانب آق قوينلو مدتها حاكم ديار بكر بود با اقوام و اتباع و اويماق موصلو بعز بساطبوس همايون مفتخر گشت و هداياى بسيار و تحفهء نفيسه بيشمار بموقف عرض رسانيد و بلاد ديار بكر ضميمه ممالك محروسه شد و ايالت آنجا بر محمد خان استاجلو قرار يافت و او مدت هفت سال در آنديار حكومت كرد و علاء الدوله ذو القدر مكررا لشكر بر سر او فرستاد و در ميانه محاربات واقعشد و همه بار او غالبشد و پسر علاء الدوله در اينمحاربات بقتل رسيد و محمد خان رتبهء بزرك يافت و مآل حال او بعد از اين خواهد آمد و حضرت اعلى امير بيك موصلو را بمنصب مهردارى سر افراز گردانيد و در سنه مذكوره قشلاق در خوى و سلماس اتفاق افتاد بعد از اين حضرت اعلى بعز و جلال در شهور سنهء اربع عشر و تسعمائه عازم عراقعر بشدند باريك بيك پرناك والى بود چون از وصول رايات ظفر آيات خبر يافت نامراد را برداشته بحدود روم و شام گريخت و بغداد و ساير بلاد عراقعرب بىقتال و جدال مفتوح گشت و بسيارى از مخالفان در آنديار از شمشير غازيان گذشتند چنانچه در دجله بجاى آب خون روانشد و غازيان عظام تاخت بر سر اعراب باديه بردند و شتر بسيار و غنايم بيشمار گرفتند و ايالت عراقعرب با توابع ملحقات بخادم بيك امير ديوان ارزانى داشتند و او را خليفة الخلفا لقب كردند و جناب سيادت مآب سيد محمد مكونه را كه از كبار نقباى سادات عرب بود و باريك بيك او را در چاه بند كرده از قيد خلاص يافته تربيت فرمودند و حضرت اعلى بعد از فتح آنديار و تشرف بشرف زيارت و رعايت معتكفان عتبات جنت آيات و تعيين حفاظ و مؤذنان و خدام و قناديل طلا و نقره و فرشهاى لايق و صناديق عاليه و ترويج مهام مشاهد عليه مال بعضى از عراقعرب بر آن استانهاى منوره مسلمداشتند
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 985
مساهمون: مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
ص٩٨٥