با غازيان عظام بجانب اردبيل توجه فرمودند توهم رستم بيك زياده شد آبيه سلطانرا با حسن بيك عليخان كه پسر خال رستم بيك بود با لشكر بسيار به قصد سلطانعلى پادشاه باردبيل فرستاد ايشان در حوالى اردبيل با سلطان پادشاه و غازيان عظام در اواخر سنهء مذكوره جنگ كردند سلطانعلى پادشاه بدرجه شهادت رسيد و عنقريب آبيه سلطان و حسن بيك عليخان هريك در وقتى كشته شدند و بسزاى عمل بد گرفتار گشتند درين فتنه نواب كامياب اصلى پادشاه دين پناه ابو المظفر شاه اسمعيل بهادر خان بگيلان تشريف بردند و كاركيا ميرزا على ايشانرا بقدم تعظيم و تبجيل استقبال فرمود و در خدمت و اعزاز نواب اعلى از روى صدق و اخلاص اجتهاد نمود رستم بيك مكرر ايلچى نزد كاركيا ميرزا على بطلب نواب نامدار پادشاه كشورگشا فرستاد و كاركيا ميرزا على بصوابديد مير عبد الملك حسينى در حفظ نواب كامياب شاهى افزود و ايلچيان رستم بيك را جوابداده گسيل كردند بعد از آن چون رستم بيك پنجسال سلطنت كرده در سال ششم در شهور سنه اثنى و تسعمائه احمد بيك بن اغرلو محمد بن حسن بيك از روم خروجكرده و چون اينخبر بعراق رسيد حسن بيك عليخان و عبد الكريم لله كه از خاصان رستم بيك بود در حدود سلطانيه بقتل آورد و در غرهء رمضان سنه مذكوره خطبه و سكه بنام احمد بيك كه برادر زنش بود كرد و در آذربايجان دو نوبت ميان رستم بيك و احمد بيك مقاتله و محاربه واقعشد در نوبت اول آبيه سلطان از رستم بيك روگردانشده و به طرف احمد بيك رفت و منهزم شد و از آب ارس عبور نموده به طرف گرجى رفت و احمد بيك بدين طرف آمده در تبريز نزول فرمود و در نوبت دويم در ماه ذيقعده سنهء مذكوره رستم بيك بدست افتاد و بقتلرسيد قريب پنجسال و نيم پادشاهى كرده بود .
احمد بيك بن اغرلو محمد بن حسن بيك
بعد از قتل رستم بيك در سلطنت نشست پادشاهى رعيتپرور بود در اندك زمانى كه او پادشاه بود ابواب اخراجات بنوعى مسدود شده بود كه هيچ آفريدهء را ياراى آن نبود كه پر كاهى به غير حق از رعيت تواند گرفت از ملاهى و مناهى و شرب خمر اجتناب مينمود و در ترويج شرع شريف و تقويت دين حنيف مىكوشيد و علما و فضلا را تعظيم و تكريم مينمود و در مجلس او گفتگوى علمى بسيار واقع ميشد و خود بدان امير سيد خويشى داشت كه او را نقطه حى اعلا ميگفتند و احمد بيك با او بطريق ارادت سلوك ميكرد و از سخن او تجاوز نميفرمود اما امساك بر