احوال اينها مذكور خواهد شد مقصود بيك بعد از حسن بيك بفرمان سلطان مقتول گشت زينل بيك در جنك روم كشته شد
سلطان خليل بن حسن بيك
بعد از پدر بسلطنت نشست ديار بكر به برادر خود يعقوب بيك داد و در عراق مراد بيك بن جهانگير كه عم كبيرش بود با او در صفر سنه ثلث و ثمانين و ثمانمائه ياغى شد و بسلطانيه آمد با منصور بيك پرناك كه از امراى سلطان خليل بود جنك كرد و غالب آمد سلطان خليل از تبريز آهنك جنك او كرد و مراد بيك از او فرار نموده بقلعه فيروزكوه رفت حسين كياى جلارى كه حاكم آنقلعه بود او را بقلعه برد و چون امراى سلطان خليل بپاى قلعه رسيدند مراد بيك را با چند امير كه همراه بودند بديشان سپرد تا در روز دوشنبه چهاردهم ربيع الاول سنه مذكوره بكشتند و سرهاى ايشان نزد سلطان خليل در خرقان آوردند و در اين اثنا خبر رسيد كه يعقوب بيك در ديار بكر ياغى شده و بآذربايجان آمده سلطان خليل بعزم رزم او متوجه آذربايجان شد و در روز چهاردهم ربيع الاخر سنه مذكوره در رودخانه خوى با يعقوب جنك كرد و بعد از كوشش بسيار كشته شد مدت سلطنتش ششماه و نيم
يعقوب بيك بن حسن بيك
بعد از قتل برادر پادشاهى به او قرار گرفت سيور - غالات و مناصبى كه پدرش بمردم داده بود امضا فرمود و بشعر و شاعران رغبت تمام داشت شعرا در دولت او رونق گرفتند و در اطراف و جوانب قصايد و مدايح به او گفتند و به تبريز فرستادند و در سنهء خمس و ثمانين و ثمانمائه باش بيك كه امير الامراى شام بود بطمع ملك بديار بكر آمد و بر دست لشكر يعقوب بيك در ماه رمضان سنهء مذكوره بقتل رسيد و در سنه ست و ثمانين و ثمانمائه پير جمال الدين احمد در شام وفات يافت و در اواخر شهور سنهء مذكوره با بندر بيك كه امير الامرا بود با پادشاه ياغى شده يعقوب بيك در حدود ساوه با او جنك كرد و او را بكشت و در اين سال سلطان محمد رومى پسر سلطان مراد در روم وفات يافت و چون ده سال از سلطنت او گذشت نواب رفيع جناب حضرت سلطان اعظم خاقان اعدل اكرم قهرمان الماء و الطين ظل اللّه فى الارضين الداعى الى الخير فخر السلطنة و الولاية و الهداية شاه ابو الغارى سلطان حيدر الحسينى الصفوى تغمده اللّه بغفرانه لشكر بشيروان كشيده فرخ بسار پادشاه آنديار بود يعقوب استمداد نمود يعقوبرا بسلاح و اثواب كمك كرد و سلطان پنجرا ( ! ) با لشكر بسيار بمدد يسار فرخ فرستاد تا حدود بترسران با آنمظهر الطاف الهى جنك كردند و آنحضرت بعز شهادت فايز گشت پس از اين