ابن عثمان بيك بن قتلغ بيك بن حاجى بيكست پادشاه دانا و قاهر و صاحب شوكت و رعيتپرور بود عدل و رأفت تمام و هيبت مالاكلام داشت با غايت عمل او در استيفاى مال و حقوق ديوانى و قانون و خود بغور قضايا و مهمات ميرسيد و حكم برنهج راستى و عدالت ميكرد و شرع شريف در زمان او رواج عظيم گرفت و قضاة اسلام اعتبار تمام داشتهاند با علما و فضلا مىنشست و از تفسير و حديث و فقه سخن در مجلس عالى او ميگذشت و سادات و مشايخ را تعظيم و تكريم مينمود و همه را سيورغال داد و مساجد و مدارس و رباطات ساخت و فتح بزرگ در اوايل سلطنت و دولت او را ميسر شد و بر دو پادشاه نامدار عاليمقدار ظفر يافت اول فتح جهانشاه ميرزا چنانچه در احوال او مذكور شد دويم فتح سلطان ابو سعيد ميرزا و شرح بعضى از احوال او سبق ذكر يافت و برخى در آنموضع ايراد مىيابد پدران او در ديار بكر حاكم بودهاند و قلاع و محال سخت داشتهاند با دودمان امير تيمور طريق موافقت مسلوك ميداشت جد او قرا عثمان در سفر روم امير تيمور در هراة بود بخلاف قرا يوسف و پسرش امير اسكندر و ميرزا جهانشاه از او فرار كرد و به خدمت سلطان ابو سعيد رفت و احترام يافت حسن بيك به تبريز آمد و آذربايجان در ضبط آورد و در زمستان بقشلاق قراباغ رفت پس از اين سلطان ابو سعيد ميرزا از عراق متوجه آذربايجان شد و چون بآنميانه رسيد لشكر جغتاى به تبريز تاختند و معامله و سودا كردند و هيچكس مانع ايشان نبود و حسن بيك مكرر ايلچى باردوى سلطان ابو سعيد فرستاد و حقوق آباء و اجداد باز نمود و در عصيان قرايوسف و اولاد و احفاد او شرح داد و صلح كرد بدين نوع كه آذربايجان بدستورى كه پادشاه مرحوم شاهرخ ميرزا بميرزا جهانشاه شفقت نموده بود بجزاى آنكه دشمنان ايشانرا برانداخته به دو گذارند سلطان ابو سعيد قبول نكرد و بقراباغ رفت حسن بيك چونديد كه سلطان ابو سعيد در مقام غرور و نخوت و تجبر است از صلح نااميد گشته در مقام مخالفت برآمد و راهها مسدود ساخت و مردم شيروان نيز با حسن بيك موافقت كردند و قوت بازگرفتند و لشكر جغتاى مضطرب شدند و قحط عظيم در اردوى ايشان پديد گشت سلطان ابو سعيد ابو مزيد ارغونرا كه امير الامراء بود با سرداران لشكر بمقابل حسن بيك فرستاد و حسن - بيك بر ايشان غالب آمد و امير مزيد گرفتار شد و حسن بيك در حدود اردوى جغتاى
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 967
مساهمون: مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
ص٩٦٧