تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 950

مساهمون:

ص٩٥٠
گوهرشاد بيگم حرم محترم ميرزا شاهرخ كه جده ميرزا علاء الدين بود در ميان سمنان و خار در سلخ ذى الحجه سنهء خمسين و ثمانمائه گرفته و نعش ميرزا شاهرخ با اهل اردو بسمرقند ميبرد چون به حد نيشابور رسيد جمعى از امراى ميرزا علاء الدوله در صبح شنبه سيزدهم صفر سنه احدى و خمسين و ثمانمائه او را در آنجا گرفتند و نزد ميرزا علاء الدوله بردند گوهر شاد بيگم را خلاص دادند و ميرزا الغ بيك نزد ميرزا علاء الدوله فرستاده ميرزا عبد اللطيف را طلب كرد و ميرزا علاء الدوله با او صلح كرد و عبد اللطيف را نزد پدر فرستاد و حدود بلخ و شرغان بميرزا الغ بيك مسلم داشت و در اثناى اينوقايع برادر ميرزا علاء الدوله ميرزا بابر بر او خروجكرد و در مشهد مقدس فريقين بهمرسيدند بعد از تسويه صفوف امراء در ميان مصلح شدند و ميرزا علاء الدوله طرف غربى خراسانرا از خبوشان با دامغان و استراباد بر ميرزا مسلمداشت و به صلح از يكديگر بگذشتند بعد از اين در شهور سنهء اثنى و خمسين و ثمانمائه ميرزا الغ بيك با لشكرهاى ماوراء النهر در خراسان آمد و در چهارده فرسخى هرات جنك كرده و او را بشكست ميرزا علاء الدوله از او گريخته نزد برادرش ميرزا بابر رفت و ديگر روى دولت نديد و سيزده سال ديگر در حيات بود از اينطرف بآنطرف ميرفت و با برادران ميرزا محمد و ميرزا بابر مخالفت مينمود با وجود آنكه بفرمودهء ميرزا بابر ميل در چشمش كشيده بودند چون نور ديده باطل نشده بود بهر چند فتنه ميانگيخت و بعضى اوقات در عراق ملازمت ميرزا جهانشاه مىنمود بعد از فوت برادران ميرزا ابو سعيد در خراسان بسلطنت رسيد علاء الدوله برستمدار افتاد و بر كنار درياى قلزم در خانهء ملك بيستون در سنهء خمس و سبعين و ثمانمائه وفات يافت نعش او را بهرات بردند و در شب جمعه بيست و يكم صفر در مدرسهء گوهرشاد بيگم دفن كردند ولادت او در شب پنجشنبه غرهء جمادى الاول سنهء عشرين و ثمانمائه ميرزا سلطان محمد بن ميرزا بايسنغر بن ميرزا شاهرخ چون جدش در رى وفات يافت اردوى باز او را غارتكردند و باسترآباد رفت و در سنهء اثنى و خمسين و ثمانمائه كه ميرزا الغ بيك خراسانرا گذاشته بماوراء النهر مراجعت فرمود ميرزا بابر در ماه ذى الحجه مذكوره بر تخت سلطنت نشست برادرش ميرزا سلطانمحمد در كار خراسان با او منازعت نمود در حدود جام با ميرزا بابر جنك كرد و مظفر شد و خراسان بگرفت و ميرزا
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 950 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )