ملحقات كتاب زينة المجالس فصل نهم در ذكر سلطنت مغولان از زمان دولت چنگيز خان تا اوان دولت جغتائى در بلاد ايران و توران - گفتار در ذكر پادشاهان مغول
و ايشان بيست و يكند مدت ملكشان در ايران صد و پنجاه سال است اول ايشان
چنگيزخان
بن بسوكى بهادر بن پرتان بهادر بن فيلخان بن توميه خان بن بايسقر خان قايد بن و خان بن دومين خان بن يونا خان بن پوريچه خانست پدران چنگيز خان به ترتيبى كه در اين نسبنامه نوشتهاند همه در بلاد مشرق پادشاه بودهاند از همه بزرگتر پوريچه خانست كه مجموع خانان مغول از نسل ويند و او معاصر ابو مسلم مروزى بوده و جد نهم چنگيز خان است و سلسلهء پادشاه صاحب قران امير تيمور گوركان نيز سيزده پدر به او ميرسد ولادت چنگيز خان در عشرين ذيقعده سنهء تسع و اربعين و خمسمائه اتفاق افتاده و چون پدرش در اثنى و ستين و خمسمائه درگذشت او سيزده ساله بود بسيار زحمت كشيد و محنتها ديد و كار او بمهالك و خطرها انجاميد و در سن پنجاه سالگى در رمضان سنهء تسع و تسعين و خمسمائه بدولت سلطنت و جهاندارى رسيد او را اول تموچين نام بود چونسه سال از پادشاهى او بگذشت در سنهء اثنى و ستمائه او را چنگيز خان خواندندى .
از آنره كه معنى چنگيز خان * بود خان خانان بمورى زبان
صاحب اقبال بود و بعد از سلطنت دولت او روزبروز در تزايد و تضاعف گرفت و سالبسال مرتبه جاهش سمت بلندى و رفعت پذيرفت و بر تمامت قبايل و صحرانشينان در بلاد و ولايت مملكت ختاوختن و چين و ماچين و دشت قبچاق و اوس و روس و بلغار و آلان و سكر و غير آن سرورى يافت و در سنهء عشر و ستمائه به قصد قلعوقمع سلطان قطب الدين خوارزمشاه بجانب ماوراء النهر لشكر كشيده و خوارزم شاه بخراسان درگريخت چنگيز - خان در شهور سنهء ست عشر و ستمائه بماوراء النهر درآمد و غارت و قتل عام فرمود در سنهء سبع عشر و ستمائه از جيحون عبور كرده ببلخ نزول نمود و او را خراب ساخت و سى هزار كس را بطلب سلطانمحمد بايران فرستاد و سلطان از ايشان گريزانشد بجزيره