تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 904

مساهمون:

ص٩٠٤
دروغ ميسازيد گفتند ذكر خير شما ميگوئيم و

ديگر ابو فراس فرزدق شاعر محتسبى را ديد

كه در مردى آويخته ميخواست كه او را تازيانه زند چه در دست او آلتى ديده بود كه انگور شراب از او مىپالودند فرزدق با محتسب گفت اين بيچاره را گذارم كه آلت خمر پالودن همراه دارد فرزدق دامن برداشته متاع خود بمحتسب نمود و بر زبان آورد كه پس مرا نيز تازيانه بزن كه آلت زنا كردن همراه دارم و

ديگر مشهور است كه اهل نيشابور را بخر منسوب ميسازند و اهل طوس را بگاو

و روزى شيخ محيى الدين طوسى كه از احفاد حامد غزالى بود عالم و فاضل و خوش‌طبع بوده يكى از ظرفاى نيشابور گفت
چه خرانند اهل نيشابور
كه هرچند شهر ايشان بزلزله خراب مىشود باز عمارت ميكنند نيشابورى در جواب گفت اگر خر نمىبودند جل بر گاو بستند و

ديگر خواجه منعم بجهة خود مقبرهء ساخته

در آن يكسال كار كرد از استاد و بنا كه مردى ظريف بود پرسيد كه اينعمارترا ديگر چه ميبايد گفت وجود شريف شما و

ديگر مولانا لمقرى قمستانى مردى شاعر و فاضل بوده

و اينمعنى از اوست
حسن را جلوه و رنگ چه گلنار برآر * خوش ببازار در آنشهر و ده از كار برآر
و

ديگر روزى شخصى از منعمان مولانا را به خانه برده ضيافت كرد

و الوان اطعمه آورده از آن جمله كيبائى پيش مولانا نهاد و سر آن را گشوده گفت اين كيبا را بدست خود پخته‌ام از اين تناول كنيد از آن كيبا بوى ناخوش بدماغ مولانا رسيده دست به آن دراز نكرد خواجه گفت مگر بد پر كرده‌اند مولانا جواب گفت كه خوب پر كرده‌اند اما بد خالى كرده‌اند و

ديگر سرتراشى روزى سر خواجهء را ميتراشيد

ناگاه دستش لرزيد سر خواجه را ببريد خواجه فرياد برآورد كه ايمرد سر مرا بريدى حجام گفت خاموش باش كه سر بريده سخن نگويد . بر واقفان اجزاء و فصول كتاب زينت - المجالس مخفى نماند كه دو فصل آخر جزو نهم كه مرقوم نشده ظاهرا مؤلف كتابرا توفيق بر تاليف اين دو فصل نشده ملتمس آنكه حمل بتقصير كاتب نكنند بميامن توفيقات ربانى و محاسن تأييدات سلطانى باتمام رسيد .