تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 908

مساهمون:

ص٩٠٨
هر طبقه پرداخت اما يهودى كسى را سيور غال نداد منكوقاآن برادران خود قيلاقاآنرا به طرف شرق و هلاكو خان را بجانب غرب بجهانگيرى فرستاد و در تاريخ وفات او اختلافست صاحب تاريخ گزيده وفات او را در سنهء سبع و خمسين و ستمائه ذكر كرده صاحب روضة الصفا در سنهء خمس و خمسين و ستمائه ايراد كرده و پيشتر كه منسوبات عراق عرب و بشارت فتح بمنكو قاآن رسيد مستبشر و شادمان شد و ايلچيانرا بعنايات پادشاهانه مستظهر گردانيده رخصت انصراف ارزانى داشت و اينكلام اقتضاى آن مىكند كه منكوقاآن در سنهء شوال ثلث و خمسين و ستمائه از جيحون عبور نموده بايران آمد و بقلع‌وقمع ملاحده پرداخت و در تون و توابع او كه منشأ طايفهء اسماعيليه بود قتل عام فرمود و بعد از آن بعراق آمده الموترا گرفت و خواجه ركن الدين در سنهء ذيقعده غرهء اربع و خمسين و ستمائه از قلعهء ميمون دز بيرون آورده و قلاع ايشان خراب كرد بعد از آن بعزم تسخير عراق عرب بجانب بغداد رفت و چون بكردستان رفت غارت و قتل عام فرمود و چون ببغداد رسيد مستعصم خليفه بعد از محاربه به خدمت او رسيده بود بعد از دو روز با چهار پسر در سادس صفر سنهءست و خمسين و ستمائه بقتل آمده و در بغداد غارت و قتل عام رفت در تاريخ مرآة الجنان مذكور استكه در بغداد هزارهزار و ششصد هزار آدم كشته شدند و اينمعنى سابقا ايراد يافته هلاكو خان روز جمعهء بيست و دويم شهر رمضان سنهء ثمان و خمسين و ستمائه شهر حلب را فتح كرده از آنجا بدمشق رفت و كيستوافانين را آنجا بنيابت بگذاشت و بآذربايجان مراجعت كرد و در تاسع عشر ربيع الاول سنهء ثلث و ستين از او درگذشت و در تاريخ او گفته‌اند :
چون هلاكو ز مراغه بزمستان گم شد * كرد تقدير ازل نوبت عمرش اخر سال بر ششصد و شصت و سه شب يكشنبه * كه شب نوزدهم بدز ربيع الآخر
هلاكو عظيم حكيم و حكمت‌دوست بود و حكيمانرا بر بحث علوم ترغيب كردى و بحضور علما و فضلا و علم كيميا ميل تمام داشت و در وجه كيمياگران چندان خرج كرد كه قارون عشر عشير آن در خيال نياورده عراق و مازندران و خراسان به پسر خود ابقا آن داد و دياروان و آذربايجان به فرزند ديگر داد و حكومت ديار بكر و ديار ربيعه بامير توران تفويض فرمود و بر ملك بغداد خواجه عطا ملك جوينى را گماشت و ملك روم را بمعين الدين پروانه كاشى سپرد اول وزير او خواجه يوسف الدين بيكجى