تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
آبسكون رفته وفات يافت لشكر مغول در آخر بلاد ايران غارت و قتل عام كردند شيخ نجم الدين در آنزمان در حيات بود و در كتاب مرصاد العباد آورده كه در اينسال در شهر رى كه مولد و منشأ اين فقير است هفتصد هزار كس شهيد شدند و در مقدمهء ظفر - نامه مذكور است كه كشتهء نيشابور را دوازده هزار هرروز شمار كرده‌اند غير از عورات و اطفال هزارهزار و هفتصد و چهل و هفت هزار بضم آمده و مشهور است كه هزارهزار و ششصد هزار و كسرى از خلق نيشابور و در مرو و خوارزم و ساير بلاد بدين قياس و لشكر مغول بعد از يكسال از راه دربند و دشت قبچاق بماوراء النهر مراجعت نمودند و بچنگيز خان پيوستند و چون ايران و توران بقبضهء اقتدار چنگيز خان درآمد سلطان جلال الدين بيكرنى پسر سلطانمحمد در جنگ بر كنار آب سمندر در رجب سنهء ثمان - عشر و ستمائه از او منهزم شده بهندوستان گريخت چنگيز خان در سنهء احدى و عشرين و ستمائه بممالك خطا معاودت فرمود و در رمضان سنهء اربع و عشرين و ستمائه بمرو بيست و پنجسال پادشاهى كرده بود از دين بهرهء نداشت و از رمرهء كفار قبچاقست ازمنهء قريب هشتاد سال كفار بر اهل اسلام بر ايران و توران حاكم بودند و در اين امت هرگز چنين حادثهء دست نداده چنگيز خانرا چهار پسر نامدار بود اول

توشى خان

را سلطنت دست داد قبچان و بلغار و آلان و اوس و روس به دو داده بود و در بعضى تواريخ وفات او را در سنهء اثنى و عشرين و ستمائه ايراد كرده‌اند اما حمد اللّه مستوفى در تاريخ گزيده و مولانا شرف الدين على يزدى در مقدمهء ظفرنامه آورده‌اند كه او بششماه بعد از پدر وفات يافته دويم

جغتائى خان

را پادشاهى ماوراء النهر و بلاد الغور و بعضى از خوارزم به دو تفويض كرده بودند وفات او بروايت ظفرنامه در سنهء ثمان و ثلاثين و ستمائه و بقولى ديگر در سنهء اربعين و ستمائه سوم

اوكتاى قاآن

ولايت عهد به دو داد و او را قايم‌مقام خود ساخت و بر همه تقديم فرمود و شرح حال او خواهد آمد چهارم

تولىخان

او را خزاين و اموال بخشيد و او را نوكر ميخواند و تولى اكثر اوقات ملازم پدر بود و تولى به زبان مغول آئينه باشد پادشاهان ايران از نسل تولىخانند وفات او در سنهء ثمان و عشرين و ستمائه بود اوكتاى قاآن بن چنگيز خان بعد از پدر به دو سال و نيم در ماه ربيع الاول سنهء ست و عشرين و ستمائه به حكم وصيت چنگيز خان بسلطنت نشست و چون مغول در التفات تكلف نمىكنند و پادشاهرا قاآن يا اخوان مىگويند بنابراين او را قاآن
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 906 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )