را بدم خويش چونطاوس سايه افكند و اگر حرارت هوا بغايت رسد از دم خويش مروحه سازد و او نيز مانند طاوس بدم خويش نازان و معجبست
فرطيس
جانوريست كه حكماى يونان او را بداننام خوانند و ترجمهء اين لفظ به فارسى در زمين بگزيده بود و آن سعت كه از چشم و بينى و دهن او آتش بيرون ميآيد و بهرچه ميرسد ميسوزد و در هر موضعى كه او وطن سازد هواى آنسرزمين متغير گردد و هر سبعى را كه بيند به مجرد نظر او را بسوزاند و اگر نبوديكه خداى جل ذكره طبيعت او را از چنين خلق ساخته كه همواره سر در پيش دارد و به زمين مينگرد هر حيوانى كه در آنديار بودى مجموعرا نيست و نابود كردى
اسب سار
در عجايب المخلوقاتست كه در جزاير بحر چين جانوريست سرش مشابه سر اسب و دمش مانند تن آدمى و دو پر دارد كه در وقت رفتار معاون او است و هم در جزاير بحر چين نوعى حيوانست كه يك تن دارد و دو سر و 4 دست و 4 پاى چنان كه دو آدمى پشت به پشت بهم نهند و آوازشان بصفير طيور ماند اما معنى دارد و از تيزى گفتار خوب مفهوم نميگردد كه چه ميگويند و هنگام رفتار مانند دواب به چهار دست و پاى روند و در آنزمان صورت آنجانور بدان ماند كه آدمى چهارپاى ايستاده باشد و ديگرى بر پشتش بسان خفته و چون بيكدست و پاى از رفتن مانده گردد بدست و پاى ديگر روانشود
سكسار
در مسالك الممالك مسطور است كه در جزاير بحر هند و زنگ نوعى از حيواناتست كه سر آن به شكل سگست و باقى اعضا بهيأت آدمى و طرفه آنكه دو روى دارد يكى شبيه به روى آدمى و ديگرى مانند روى سگ و غذاى ايشان حيوان بود اگر انسانى آنجا رسد او را بكشند و غذاى خود سازند و بسيار باشد كه سباع ضاره بر سكساران مستولى شده آنها را بخورند
سلحفات
در عجايب المخلوقات آمده كه در جزاير بحر هند جانوريست كه رويش چونروى آدمى و باقى بدنش سنگ پشت و دو پر دراز دارد
آدمى پرنده
در عجايب المخلوقات آمده كه در جزاير بحر چين حيوانيست به صورت آدمى و دو بال دارد كه به آن طيران مىكند و ناطق است اما سخنش مفهوم نميگردد و جثهاش برابر طفل پنجساله باشد
فيل سار
صاحب عجايب المخلوقات گويد كه در جزيرهء از جزاير بحر چين نوعى حيوانست به شكل آدمى و خرطوم درازى دارد مانند فيل و دو بال و پر دارد و آنجانور هم پرواز مىكند و به چهار دست و پاى ميرود و به دو پاى نيز سير مىكند
تمساح
نهنك را تركان