اوت خوانند جانورى گربهشكل و زشتمنظر است و بعضى از اعضايش بسوسمار ميماند و دهانى بغايت فراخ و سرى عظيم طولانى و بزرك و دمى سخت دراز دارد چنان كه طول آنجانور تقريبا هشت گز باشد و بر فك اعلاى او چهل دندانست و بر فك اسفلش بيست دندان بود و در وقت خوردن غذا فك زيرين او متحرك نيست بخلاف ساير حيوانات و پشتش چون پشت سنگپشت است و چهار دست و پاى دارد پيوسته كرم در دهان نهنگ افتد و او دهان گشوده دارد تا برودت هوا او را تسكين دهد و مرغانى كه آنها را عصافير - التمساح گويند كرم از دهان نهنك بيرون برند و در رود نيل بسيار است و بر مجموع حيوانات غالبست الا گاوميش نهنك را بضرب شاخ بكشد چشمش رمد و بياض العين را نافعست دندانش بنگاه داشتن قوت افزايد جگرش را اگر مصروع ببويد صرع را زايل گرداند و ابن زهير در كتاب خواص آورده و در جامع نيز ابن سكار از او نقل كرده كه سرگين تمساح بياض كهنه و نور از چشم ببرد و پيه او را چون بگدازند و در گوش چكانند درد گوش را ببرد و ادهان آن كريرا البته زايل كند و با روغن گل درد گرده و پشت را نافعست و باهرا بيفزايد و چون خون وى با هليله و آمله آميخته بر سفيدى بدن مالند همرنك تن گردد و گوشت وى با اسفيداج پخته لاغر را فربه كند و زهرهاش بياض ببرد و جگرش زير مجنون دود كنند جنونرا زايل گرداند و اگر دندان چپ او را بر بازوى راست بندند مجامعت بيفزايد و باهرا محركى قوى بود و پيه او را چون با موم سرشته فتيله سازند و برافروزند ضفادع آواز نكنند مادام كه آن افروخته بود و اگر پيه او را بر پيشانى قوچ جنگى مالند هر قوچ كه در برابر او آورند بگريزد و پوست او را اگر در شهرى بگردانند پس در دروازه بياويزند در آنشهر تگرگ نبارد باذن اللّه تعالى
دابه چهارم
در عجايب المخلوقات مسطور است كه در بحر هند حيوانى هست كه چهار سر دارد و دو بال و آوازى بغايت هايل و صوتى مهيب از او صادر ميگردد و در بحر غذاى او حيوان بحرى باشد ليكن آنجانور در خشكى نيز ساكن مىشود و معلوم نيست كه در بر غذاى او چيست
شيخ يهودى
در عجايب المخلوقات مذكور است كه در بحر مغرب حيوانيست كه رويش مانند روى آدمى است و ريشى سفيد دارد و باقى اعضايش را مجروح سازند و چونروز يكشنبه آفتاب برآيد به دريا فرورود و بدين سبب به اين اسم موسوم شده
اسب آبى
مانند اسب بريست ليكن