تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 857

مساهمون:

ص٨٥٧
اين طفل را در زير پاى خورد خواهد ساخت چون فيل به او نزديك رسيد خرطوم را در كمر آن طفل پيچيده او را برداشت و بر يكى از دكاكين نشانده روانشد و يكى از خواص فيل آنست كه از گربه و خوك و موش ميترسد و آن امريستكه طبيعى او است گويند فيل بجهة آن گاهيكه از شير ميرمد تصور مينمايد كه شير گربه بزرگست حكما گويند كه چون زبان فيل كجى دارد ناطق نميتواند شد و الا مانند آدمى از غايت زيركى سخن گفتى و فيل بر پهلو نتواند خفت و اگر بر پهلو افتد برنتواند خواست زيراكه در جميع اعضا بجز كعبش جائى مفاصل ندارد و بر پنجسالگى شهوت بر فيل استيلا يابد و در هفت‌سالگى بزايد و فيل را در ملك ايران توالد و تناسل نيست . اهلى

شتر

جانوريست عجيب‌خلقت عظيم‌هيكل كم‌خورش باركش فرمان‌بر
سبكروحى حليمى برد بارى * ز گلزار جهان قانع بخارى
« قال اللّه تعالى
أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ »
ديگر از خواص شتر آنست كه در او حالتى و ذوقى هست چنان كه شيخ مصلح الدين ميفرمايد :
شتر را چه شور جرب در سر است
به همه مذهب ماكول اللحم است و گوشتش گرم و خشك بدرجهء اول غذاى و موى غليظ از آن متولد گردد و چون شتر رنجور گردد برك درخت بلوط خورده صحت يابد و چون مار او را زخم زند خرچنك خورد زهر اثر نكند جگرش دفع نزول آب مرواريد كند و روشنى بصر دهد شحمش هرجا نهند مار از او بگريزد و بواسير را مفيد باشد مويش بر ران چپ بندد سلس البول بازدارد و چون استخوان پوسيده شتر خورد بكوبند و به آب مخلوط ساخته در سوراخ موش ريزند موش را بكشد و چون رنك رخسار آدمى زرد گردد و نشانها بر او افتد شش شتر را در وقتى كه گرم است از شكم او بيرون آورند بر روى مالند بهتر از اصلى معاودت نمايد لعاب دهن شتر مست را با شراب بهركه دهند ديوانه شود شش او را خشك كرده با كرديا و باقلا و كتيرا بكوبند دفع ضيق النفس كند شتر بر چند نوعست لوك و بختى و يكى از توابع شتر كينه‌وريست و چون بر خصم خشم گيرد در هلاكش سعى مينمايد مصداق اين مقال آنكه يكى از امراى عرب حكايت كرد كه شترى داشتم نوبتى او را بجهة صورتى كه روى نمود بسيار زدم و آنشتر كينهء من در دل گرفت غلام مرا از آنصورت آگاه ساخت من بجهة امتحان او جاى خواب خود را در نظر او ترتيب دادم و مشگى پرباد