هرگاه كه با تركان او را محاربه افتادى ايشانرا در مقدمه فرستادى وقتى كه اتراك مكرر آنطايفه را ديده به نظر امعان در ايشان نگريستند گستاخ و دلير شده نوبتى ديگر زنگى را شكستند و ديگر از ايشان نترسيدند در تاريخ تركستان به نظر رسيده كه نوبتى يكى از ملوك عجم دختر خان تركستانرا خطبه نموده و تحف و هداياى بسيار بدان ديار فرستاد ، از آن جمله غلام زنگى بود چون تركان هرگز نديده بودند آنغلام در نظر خان مضحك نموده او را در مجلس خويش برد روزبروز مهم غلام در ترقى بود كار به جائى رسيد كه در كليات و جزئيات امور ملك مداخله نمود و چون استقلال تمام پيدا كرد ناگاه خروج كرده خان را بقتل رسانيده بر مسند سلطنت نشست و اتراك او را قرا خان خواندند و اين اسم از آن تاريخ باز در ميان تركان باقى مانده است ولايت حجاز و تهامه مملكتى است از اقليم دوم و خلاصهء آن مكه و مدينه است شرفهما اللّه تعالى اما
شهر مكه
طولش از جزاير خالدات ع ز و عرضش از خط استوا كام پس طول و عرضش عز و كام باشد و آن بلده معظمه در درهء واقعست كه طرف شرقى آن كوه ابو قبيس است و جبل شامات طرف شمالى آنكوه صنعا است و طرف جنوبى آنكوه مروه است و آنزمين محل كشت و زراعت نيست قوله تعالى
« بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ »
مأكول و ملبوس از ولايات ديگر بدانجا ميآرند و ديار طايف بر هشت فرسنگى مكه است و شهر طايف قريب بكوه عرفه است و در آنكوه برف و يخ مىباشد و در ديار عرب به غير از آنكوه در هيچ محل ديگر برف نميباشد و هواى طايف بسبب قرب آنكوه بغايت خوشست و هوايش و ميوهايش بسيار نيكو و بسيار خانهء كعبه را زادها اللّه شرفا در وسط مكه است و آنخانه را حضرت شيث بن آدم از گل و سنگ بنا نهاده بود و سبب اين بنا آنكه چون توبهء آدم مقبول افتاد آنحضرت بر مفارقت جفت گريه بسيار ميكرد حق سبحانه و تعالى خانهء از بهشت كه از يك دانه ياقوت سرخ بود بجهة استيناس آدم به زمين فرستاده در موضعى كه امروز خانهء كعبه است نزول يافت به زيارت آن امر فرمود چون بعد از انتقال آدم بجنة مخلد آنخانه نيز انتقال يافت شيث به شكل همانخانه خانهء از سنگ بنا كرد و در زمان طوفان آنخانه خراب شده قرب دو هزار سال همچنان بماند تا ابراهيم خليل بامر ملك جليل خانه كعبه را به اين شكل كه اكنونست عمارت فرمود و بناى حضرت خليل را قريش قبل از بعثت رسول صلى اللّه عليه و إله در سال سى و پنجم از مولود حضرت ويران ساخته بتجديد عمارت كردند عبد اللّه زبير در زمان استيلاى خود