تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 812

مساهمون:

ص٨١٢
ساخت و بفراغ بال روزگار ميگذرانيدند

ولايت ماچين

ملكى بزرك و وسعت تمام دارد از اقليم اول و دويم دار الملك آنشهر چينه است از مسافران مذكور است كه در ربع مسكون بزرگتر از آن شهرى نيست و باتفاق در ديار مشرق از آن بزرگتر بلدهء نيست و در ميان آن شش درياچه است دورش شش فرسنك و در حوالى آنعمارت شهريست هوايش بگرمى مايلست و برنج و شكر بسيار در آنولايت حاصل مىشود و خرما چنان عزيز الوجود است كه يكمن خرما به دو من شكر معاوضه نمايند و اين طرفه‌تر كه هم در آنولايت يكمن كشمش ببهاى سه من شكر است و در ولايت ماچين گوسفند كمتر باشد و اكثر گوشت آنديار از ماهى و گاو است و گوشت گوسفند بغايت گران مىباشد و در آنشهر ازدحام مردم بمرتبه‌ايست كه هرشب چند هزار نفس بمحافظت شهر ميپردازند و اكثر كافر باشند و مسلمان كمتر باشد اما با وجود قلت مسلمانان كمال استيلا دارند

ديار كيمال

در آنولايت شهر و ديه نميباشد و مجموع صحرا نشينند و مزروعات و مغروسات در او نادر پيدا شود و از اقليم ششم است و اكثر صحارى آنها بيشه است و آبهاى روان دارد و استر در آنجا نمىباشد لكن ساير دواب از حيز احصا بيرونست و در آنزمين نمك نيست و تجار نمك در آنجا برده به قيمت تمام ميفروشند و در تابستان غذاى آنطايفه شير است و در زمستان گوشت قديد هواى آنجا بغايت شد تست و بر دست راست زمين كيمال سه قومند كه تجار به آنجا تردد مىكنند و بيع و شرى مىنمايند و بيع شراى ايشان بمخاطبه نيست بلكه تاجر متاع خود حاضر مىسازد و مشترى ثمن در مقابل آن مىنهد اگر فروشنده راضى باشند ثمن بردارند و الا فلا و آنطايفه آتش‌پرستند و از جملهء متاعهاى آنسرزمين طاسهاى روئين پاكيزه است و در سالى يكروز روزه ميدارند و اموات خويشرا كه در آن سال وفات يافته‌اند جمع آورده ميسوزانند و بر ايشان نوحه كرده مىگويند كه ما به قضاى الهى راضى و شاكريم

ولايت ختن

مملكتى عظيم است از اقليم پنجم و از مشاهير بلادش كاشغر و بيكى و صيرمست و ولايت و توابع بسيار دارد

ولايت خوارزم و جرجانيه

گفته‌اند ولايتى وسيع و عريض است از اقليم پنجم هوايش سردسير است و دار الملكش در قديم شهر ارگنج بوده است و شهر كات را جرجانيه گفته‌اند و هزار اسب و ذرغان و حماص و اروجنس و ساهران و توران و كردان و خيوق كه مولد شيخ نجم الدين كبرى بوده