تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 809

مساهمون:

ص٨٠٩
معرب گردانيده سمرقند گفتند هوايش سرد است و آبش از رودخانه و جوى بزرگ در ميان آن بلده روانست و بر آن نهر باغستان فراوان ساخته‌اند و سغد سمرقند كه از مشاهير جهانست و بهترين بلاد توران بر اين آبست و از اين آب در بهار بكشتى عبور بايد كرد حاصلش غله و انگور و ميوه بود و از ميوه‌هايش خربزه و انگور در غايت نيكوئيست مردمش اكثر حنفى مذهبند و بعضى شافعى

ولايت بلاسارغون

مملكتى وسيع است از اقليم ششم هوايش بغايت سرد است و اكثر مردمش صحرانشين و دواب بسيار دارند و از ارتفاعاتش چيزى ديگر بجز اندك غله نميباشد

ولايت تبت

مملكتى وسيع است از اقليم چهارم و پنجم و ششم و شهرهاى بزرك دارد و از ارتفاعاتش غله و ميوهء نيكو است و از بلاد مشهور جوجان است و در آنولايت مشك نيكو مىباشد

ولايت ايغور

مملكتى عظيمست و در او شهرهاى معظم از اقليم پنجم و ششم بلاد معتبرش بيشانع و الماق و خلخ و چكل و فاريابست و ديگر از شهرهاى بلاد ايغور قم و كاشان و تاتار است كه يكى از شعرا در حق غلامان سنجر كه در در جنك قراختاى سستى كرده بودند گفته :
زهى شمشير زن تركان پردل * به نسبت از قم و تاتار و كاشان شما را پادشاه هفت كشور * رسانيده بميرى از نحاسان ولى در كودكى خفته به سينه * همه در پيش دكان رواسان فلك كفران نعمتهاى سنجر * طلب كرد از شما حق ناشناسان مسلم بين كه از پيران كشيدند * بشمشير و بخنجر از خراسان

[ ولايت ] ديار تكليت

ولايتى بزرگست و در زمان چنگيز خان خان آنديار قوبا پانصد هزار سوار در مقابل چنگيز آمده شكست يافت و بمغول آنديار را قاسين خوانند از اقليم پنجمست و قراوس از شهرهاى معتبر آنديار است و اهل قراوس بآنشهر منسوبند و در آن مملكت صحرانشين بيحد و مرند

ديار خرخير

مملكتى طويل و عريض است حدودش بملك ختا پيوسته از عادات اهل خرخيريكى آنست كه مردگان خود را بسوزانند گويند كه در ولايت خرخير چهار واديست و در هر وادى رودى عظيم ميرود و در موضعى آن آبها بهم پيوندد و در ميان كوهها و دره‌هاى تاريك ميگذرد و گويند شخصى از اهل خرخير زورقى كوچك ساخته در آن نشست و خواست كه منتهاى آن آب را معلوم كند چون چند روز رفت به محلى تاريك و تار رسيد كه قرب سه شبانه‌روز تخمينا روشنى آفتاب و ماه نديد و چون