ولايتش پنج ناحيه است ناحيهء جى هفتاد و پنج ديه است ناحيه مار بين پنجاه و هشت پاره ديه است ناحيه كوارج سى و شش پاره ديه است و ناحيه قهاب چهل قريه است ناحيهء برخار سى و دو پاره ديه است ناحيهء النجان بيست پاره ناحيه بر اوان هشتاد پاره ديه است ناحيه روى دشت شصت و هشت و فاغان قصبه آنست
بلوك رى
شهرى اكنون خرابست و از زمان قتل عام مغول تا اين تاريخ ويران مانده است و اكنون طهران و ورامين شهر آنجا است و حقوق ديوانى آنجا هفتصد تومان بوده است كه هفتاد هزار تومان تبريزى باشد و بشآمت عمر سعد كه بجهة حكومت آنجا مرتكب قتل حضرت امام حسين عليه السّلام شده آنشهر و ولايت مرتبهبمرتبه ويران ميشد تا كار باينجا رسيد كه عشر عشيرى از معمورى اول باقى نمانده است
طهران
آب و هواى طهران از ساير ولايات رى بهتر است در قديم قصبهء بود و حضرت پادشاه مؤيد منصور مغفور در عمارت آن كوشيده بر او باروئى بركشيد كه تخمينا دورش يكفرسخ باشد و اكنون معمور و آبادانست و از ارتفاعاتش غله و ميوه نيكو ميآيد و از آن جمله خربزه و انگور و انجير او بغايت لطيف مىباشد اما خورنده ميوهاى آن از تبولرز خلاص نگردد و در ولايت رى و با بسيار افتد زيراكه شمالش بسته است و هوايش گرم و متعفن است و آبش ناگوار و در اين باب گفتهاند :
ديدم سحرگهى ملك الموت را بخواب * بىكفش ميگريخت ز دست وباى رى
و شهر كهنهء رى موسوم به راز بوده گويند نوبتى اصفهانى و رازيئى را در باب خوبى شهر با هم مناظره روى نمود اصفهانى بر زبان آورد كه خاك اصفهان تا چهل روز مرده را از هم نريزاند رازى جواب داد كه خاك رى مردهء چهلساله را دوست دارد و نمىميراندى
كهنه
را شيث بن آدم ساخته و هوشنك پيشدادى در عمارت و زراعت آن افزوده بعد از خرابى باز منوچهر مرمت كرده و بعد از آن چنان كه گذشت بشومى عمر سعد خرابشده مهدى عباسى احياى عمارت آن كرده در زمان هجوم لشكر چنگيز خان بقتل عام خراب گشته
سلطانيه و قزوين
سلطانيه از اقليم چهارم است طولش فذع و عرضش لزلط ارغون خان بن آقا خان بن هلاكو خان بنياد نهاده و پسرش سلطان محمد خدابنده باتمام رسانيده بنام خود منسوب ساخت طالع عمارتش برج اسد است دور بارويش آنچه ارغونخان بنا كرده بود دوازده هزار گام بوده و در او قلعهايست از سنك تراشيده اند كه خوابگاه سلطان ابو سعيد است در اين زمان به غير از آن قلعهء معمورى ندارد