رود باز چندان حاصل شود كه رودى بزرگ گردد و در عجايب المخلوقات آورده - اند كه فاضل آب زندهرود در موضع كاوخانى به زمين فروميرود و بعد از مسافت شصت فرسنگ در ولايت كرمان پيدا مىشود و بدرياى فارس ميريزد و ميگويند كه در قديم نى پارهء نشان كرده در كاوخانى فرورفت و در كرمان سر بيرون كرد حمد اللّه مستوفى گويد كه اين روايت ضعيف است بجهة اينكه زمين كرمان از زمين كاوخانى ضعيفتر است و اللّه اعلم بصحته و در بعضى مواضع چون دو گز زمين حفر كنند بچاه رسد و آب چاهش در طعم و گوارندگى به آب زندهرود نزديك است و اكثر ميوها و اقسام حبوبات آنجا نيكو آيد و ريع نيكو دهد الا انار كه نيكو نيايد و تسعير غلات وسط باشد اما ميوه بغايت ارزانست و از ميوها انگور كشمشى و خربزهء كزوى و هندوانه و امرود بلخى كه آن را اهل اصفهان اميرى خوانند و زردالوى سرمر بغايت لطيف بود و مرغزارها و شكارگاهها فراوان دارد و از همه نوع شكار در او مىباشد حمد اللّه مستوفى گويد كه سلطانمحمد ملكشاه سلجوقى مدرسهء عالى در محله كلبار بنا كرده و مدفن سلطان هم آنجا بوده سنگى به وزن بيست هزار من كه بت اعظم هندوان بود و در وقت فتح هند بدست سلطان افتاده بود و كفار آن را برابر مرواريد از آن حضرت ميخريدند و پادشاه بواسطهء تعصب ملت نفروخته باصفهان آورده بود و در آستانه آنمدرسه گذاشته بود آنمدرسه را خراب كرده بود از مصالح آن مدرسهء ديگر ساخت و در سر مزار هارون ولايت كه بزعم اصفهانيان از اولاد امام موسى كاظم است عمارتى عالى طرح انداخته باتمام رسانيد و آن بت را دو نيمه ساخته نيمى تراشيدهاند و در اين ايام بر در مدرسهء ميرزاشاه حسين گذاشته آب در وى ريزند تا صادر و وارد بياشامند و اهل اصفهان سفيدچهره و مردانهاند و در ايام سابق هميشه مردم آنجا با يكديگر محاربه و منازعه مينمودند و خلقى كثير از جانبين بقتل آمدهاند و بدين سبب گفتهاند
اصفهان شهركيست پرنعمت * آنچه در وى طلب كنى شايد
همه چيزش نكوست الا آنكه * اصفهانى در او نميبايد
و اهل انجا در قديم الايام شافعى مذهب بودهاند و اكنون شيعه اثنا عشريند و اهل شهر و ولايت يك مذهب دارند و چنان مذكور است كه هزارپاره ديه و مزرعه دارد و از كلام حمد اللّه مستوفى چنان معلوم مىشود كه حق ديوانى آنجا در عهد مغول سى و پنجتومان بوده