فى سنه 53 بر كنار دجله افتاده است و بسبب نخلستان هوايش بتعفن مايلست
حديد و عانه
دو قصبه معمورند
عراق عجم
چهلپارهء شهر است و اكثر بلادش معتدل هواست حدودش بولايت آذربايجان و كردستان و خوزستان و فارس و جيلانات و قوس پيوسته است و طولش از سفيدرود تا يزد صد و شصت فرسنك و عرضش از جيلانات تا خوزستان صد فرسنگ است و در عهد پيشين در عراق عجم چهار شهر معتبر بوده اصفهان و رى و قم و همدان حمد اللّه مستوفى گويد كه جدم امين الدين نصير مستوفى ديوان آل سلجوقى بود دفتر او را به نظر درآوردم در آنزمان دو هزار و پانصد و بيست تومان مغولى حقوقى ديوانى عراق بوده و تومان مغولى صد تومان تبريز استكه در زمان ما شايع و رايج است و اكنون بجهة تخريب ولايت معلوم نيست كه عشرى از آن باقى مانده باشد
اصفهان
از اقليم چهارم است اما بجهة طول و عرض حكما آن را از اقليم سوم شمردهاند طولش از جزاير خالدات قوم و عرضش از خط استوا لب كه در اصل چهارده بوده است : كران و كوشك و جوباره و دشت و بعضى را طهمورث و برخى را جمشيد بنا كرده بودند و چون كيقباد كيانى بر تخت سلطنت نشست آنجا را دار الملك ساخت تا كثرت و ازدحام تمام در آنديار روى نموده در ظاهر قريها عمارات ميساختند تا آنچهار ، ده بهم پيوسته يكشهر شد ركن الدوله حسن بن بويه آن را حصار كرد دور بارويش بيست و يكهزار گام است طالع عمارتش برج قوس هوايش معتدلست و در تابستان و زمستان گرما و سرما بمرتبهء نيست كه كسى را از كار باز دارد و زلزله و صاعقه و بارندگى كه بموجب خرابى باشد كمتر اتفاق افتد اما بهر چندگاه و با در آنديار پيدا شود و خلق بسيار تلف گردند چنانچه در اين زمان اربع و الف هجرى طاعونى ظاهر شد كه اكثر اهل اصفهان جلاى وطن نمودند و خلق بسيار رخت سفر آخرت بربستند و چون آن بليه درگذشت بار ديگر بمساكن خويش رجوع نمودند خاكش بدن ميت را از تفرقه نگاه دارد و هرچه به دو سپارند از غله و غيره نيكو محافظت كند و تا چند سال تباه نگرداند زنده رود بر جانب قبله بر ظاهر شهر ميگذرد و از او نهرها در ميان شهر جاريست و زايندهرود نيز گويند اما زندهرود به جهت آن گويند كه آبش كمتر تلف گردد و مجموع بزراعت رود و زايندهرود بجهة آنخوانند كه چون در موضعى آب رود را بالتمام بازبندند از اصل ذهاب