آن قلاع الموتست و اكنون معمور است و الموت دار الملك اسماعيليه بوده است و آنقلعه از اقليم چهارم است و الداعى له الحق الحسن بن زيد الباقرى در سنه 246 به تعمير آن قيام نموده و در سنه 483 حسن صباح بر آنجا استيلا يافت و آنقلعه را در قديم الموت ميگفتند يعنى آشيانهء عقاب و حرف الموت بعدد جمل تاريخ صعود حسن صباحست بر آنحصار و ولايت رودبار اگرچه بعضى گرمسير است اما سردسيرش چنان نزديكست كه در دو موضع آواز هم توانند شنيد و در يكى جو دروند و در ديگرى هنگام زرع جو باشد از ميوهايش سيب و امرود نيكو آيد و نانش خوب باشد
ساوه
از اقليم چهارم است طولش مدح و عرضش لدج قديم الايام بحيرهء داشت و در شب ولادت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و إله آن بحيره به زمين فروشد و بدانشهرى بطالع جوزا ساختند و در زمان سلطان محمد خرابى به حال برجوباروى آن راه يافت و امير ظهير الدين بن ملك شرف الدين ساوجى آن را عمارت كرده و فرش آجر انداخت و دور آن بارو هشت هزار و دويست زرع است و پسرش صاحب اعظم خواجه شمس الدين قريهء رود را بارو كشيده و داخل شهر ساخت و در آنقرب چهار هزار ذراع باشد هواى ساوه بگرمى مايلست اما صحيح است و آبش از قنوات و رودخانهء مزدقانست و رودخانه كاوه و سارو در دو فرسخى ساوه ميگذرد و بعضى از ولايات ساوه و آوه نيز بر آن آب مزروعست و آن آب بعضى از كوه الوند همدان برميخيزد و برخى از كريوهء اسدآباد يا شاندرود و قرلو و همدان و شعبهء ديگر از كوه راسمند و ديگر جبال بر ولايت همدان گذشته بساوه و آوه رسيده و پس از سدى كه خواجه شمس الدين محمد صاحبديوان در ماهى - بره ساخته درياچه مىشود و فاضل آب بهاريش از هفتاد پولان كه اتابك شيرگير سلجوقى ساخته گذشته بولايت مقاره منتهى گردد و آب تابستانى ساوه و آوه بر آن سد است طول اين رودخانه چهل فرسنك است و در آنجا در زمستان يخ آب در چاه مىبندند و تابستان آب سرد از چاه برآيد و از ميوهايش انگور و سيب و به و انار بغايت خوبست و در آنجا غله بسيار است اما نانش بد است اهل شهر ساوه در قديم شافعى مذهب بودهاند و اهل ولايت به غير از دلوس جرد مجموع شيعه اثنا عشريند اما در اينزمان اهل شهر نيز شيعهاند ولايتش چهار ناحيه است صد و بيست و پنجپاره ديه در ظاهر ساوه بجانب شمال مشهد سيد اسحق بن موسى بن جعفر كاظم است در عجايب المخلوقات مسطور